جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
×
رویداد ها - امتیازات
برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.
معنی: (باليد بالد خواهد باليد ببال بالنده بالان باليده بالش) -1 نمو کردن نشو و نما کردن رشد کردن. - 2 فخر کردن مباهات کردن . 1-اسم
2- تفاخر، فخر، مباهات، نازش
3- رشد، نشو، نمو
4- رشد كردن، قد كشيدن، نمو كردن، نشوونما كردن
5- نازيدن
6- فخر كردن، مباهات كردن، تفاخر كردن
7- افزايش يافتن، زياد شدن flaunt, glory, grow, pride, boast, preen, brag, brave, magnify, pique, plume, set up, to brag تماوج، تبرج، ازدهى، تباهى كالطاووس، تطوس، عرض متباهيا، تفاخر övünmek için se vanter prahlen alardear vantarsi جولان دادن، به رخ کشیدن، خود نمایی کردن، فخر کردن، ستودن، شادمانی کردن، درخشیدن، بزرگ شدن، رشد کردن، شدن، روییدن، کاشتن، تفاخر کردن، لاف زدن، خودستایی کردن، سخن اغراقامیز گفتن، رجز خواندن، بخود بالیدن، خود را اراستن، بامنقار و زبان خود را اراستن، با تکبر راه رفتن، باد کردن، قپی کردن، اراستن، بزرگ کردن، درشت کردن، زیر دوربین بزرگ کردن، زخم زبان زدن، تحریک کردن، با پر اراستن، ارایش دادن، بر پا کردن، نصب کردن، واگذاشتن
... ادامه
384|0
مترادف:1-اسم
2- تفاخر، فخر، مباهات، نازش
3- رشد، نشو، نمو
4- رشد كردن، قد كشيدن، نمو كردن، نشوونما كردن
5- نازيدن
6- فخر كردن، مباهات كردن، تفاخر كردن
7- افزايش يافتن، زياد شدن
کلمه "بالیدن" در زبان فارسی به معنای رشد کردن، بزرگ شدن یا ترقی کردن است. در زیر به برخی از نکات نگارشی و قواعد مرتبط با این کلمه اشاره میشود:
نحو: کلمه "بالیدن" یک فعل است و میتواند به صورت مضارع (بالید) و ماضی (بالید) به کار رود. همچنین در زمانهای مختلف قابل تصریف است.
قید: این فعل میتواند با قیدهایی مانند "زیاد"، "دیر"، "کم" و... همراه شود تا مفهوم دقیقتری ارائه دهد. مثلاً: "او به سرعت بالید."
مصدر: "بالیدن" به عنوان مصدر به کار میرود و میتواند در جملاتی به عنوان فعل اصلی یا در حالتهای دیگر به کار رود. به عنوان مثال: "او میخواهد بالید."
مزید در معنی: "بالیدن" ممکن است در مواردی به عنوان استعاره نیز به کار رود، مثلاً در زمینههای عاطفی یا روحی: "او در عشق بالید."
استفاده در شعر و ادبیات: این کلمه در شعر و ادب فارسی بهطور استعاری و به صورتهای مختلف استفاده میشود، بهویژه در توصیف رشد و شکوفایی.
تنوع در جملات: شما میتوانید جملات مختلفی با این کلمه بسازید. مثلاً:
"درختان در بهار به زیبایی میبالیند."
"کودکان در محیط مناسب بالیده و رشد میکنند."
با توجه به این نکات، میتوانید از کلمه "بالیدن" به شکلهای مختلف و در ساختارهای مختلف جمله استفاده کنید.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
او همیشه به تلاشهای خود افتخار میکند و به نتیجههایی که کسب کرده است، بالیدن میباشد.
مادر با دیدن موفقیتهای فرزندش به او بالیدن کرده و از او تقدیر میکند.
درختان در بهار با شکوفههای زیبا بالیدن کرده و طبیعت را زنده میکنند.
فرهنگ فارسی هوشیار
واژگان مرتبط: جولان دادن، به رخ کشیدن، خود نمایی کردن، فخر کردن، ستودن، شادمانی کردن، درخشیدن، بزرگ شدن، رشد کردن، شدن، روییدن، کاشتن، تفاخر کردن، لاف زدن، خودستایی کردن، سخن اغراقامیز گفتن، رجز خواندن، بخود بالیدن، خود را اراستن، بامنقار و زبان خود را اراستن، با تکبر راه رفتن، باد کردن، قپی کردن، اراستن، بزرگ کردن، درشت کردن، زیر دوربین بزرگ کردن، زخم زبان زدن، تحریک کردن، با پر اراستن، ارایش دادن، بر پا کردن، نصب کردن، واگذاشتن