فوطه
licenseمعنی کلمه فوطه
معنی واژه فوطه
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب:
(اسم) [عربی: فوطَة، معرب، مٲخوذ از فارسی: فوته] ‹فوته›
مختصات:
(طِ) [ معر. ] (اِ.)
آواشناسی:
منبع:
فرهنگ فارسی هوشیار
معادل ابجد:
100
شمارگان هجا:
دیگر زبان ها
انگلیسی
doily
عربی
شرشف الطاولة | منديل المائدة
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)
کلمه «فوطه» در زبان فارسی به معنای پارچهای است که برای پوشاندن یا خشک کردن بدن استفاده میشود. در اینجا به برخی از قواعد نگارشی و دستوری مرتبط با این کلمه اشاره میکنم:
-
نحو (ترکیب جملات):
- میتوان از این کلمه در جملات مختلف به عنوان اسم استفاده کرد. مثلاً: «او فوطه را بر روی میز گذاشت.»
-
صرف (تبدیل به اشکال دیگر):
- این کلمه معمولاً به شکل مفرد و جمع استفاده میشود. مثلاً: فوطه (مفرد) و فوطهها (جمع).
-
ضد و نقیض (استفاده از کلمات متضاد):
- در جملات میتوان از واژههای مرتبط مانند کلمه «سجاده» یا «روانداز» به عنوان واژههای متضاد یا مشابه استفاده کرد.
-
تاکید و تأکیدات:
- برای تأکید بر لزوم یا اهمیت فوطه، میتوان از عبارات تاکیدی استفاده کرد. مثلاً: «این فوطه بسیار نرم است و برای راحتی شما ضروری است.»
- نوشتن صحیح (املاء و تلفظ):
- املای صحیح کلمه «فوطه» به این صورت است و باید توجه داشت که در نوشتن، به شکل درست آن توجه شود.
با رعایت این نکات، میتوان به بهبود نگارش و استفاده از کلمه «فوطه» در متون و محاورات پرداخت.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
- در روزهای گرم تابستان، همیشه یک فوطه نرم و خنک در کنارم دارم تا به هنگام استراحت از آن استفاده کنم.
- او فوطهای رنگارنگ را برای سفر به کنار دریا انتخاب کرد که با هر بار استفاده، حس شادی را برایش به ارمغان میآورد.
- پس از یک روز طولانی در آفتاب، نشستن بر روی فوطه و نوشیدن آب میوه، احساس آرامش بینظیری به او داد.
