جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
×
رویداد ها - امتیازات
برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.
معنی: -1 تن مرده جسد ميت جيفه مردار : احمق را ستايش خوش آيد چون لاشه اي که در کعبش دمي فربه نمايد . -2 جسد بي رمق لش : لاشه ء تن که به مسمار غم افتاد رواست رخش جانرا بدلش نعل سفر بربنديم . (خاقاني .سج. 541) -3 پيرو زبون (انسان و جانور) : زين لاشه ولنگ و لوک پيري از دم تا گوش مکر و تزوير . (سوزني لغ.) -4 خر الاغ : منگر اندر بتان که آخر کار نگرستن گرستن آرد بار اول آن يک نظر نمايد خرد پس از آن لاشه رفتو رشته ببرد . (سنائي لغ.) (خر رفت و رسن ببرد امثال و حکم دهخدا) تنه ي گوسفند و گاو و امثال آن پس از سقط شدن يا ذبح، مرده ي جميع حيوانات 1- جسد، ميت، نعش
2- جيفه، لاش، مرده، مردار
3- اندام، تن، كالبد carcass, body, corpse, carrion, bier, cadaver, offal, the carcass جثة، هيكل، مادة أساسية، جسد الذبيحة، الذبيحة karkas la carcasse der kadaver el cadáver la carcassa بدن، بدنه، اندام، جسم، جسد، نعش، مردار، گوشت گندیده، مقبره، مزار، تخت روان، جای گذاردن تابوت در قبر، مواد زائد، سیرابی، اشغال، اخال، کف
carcass|body , corpse , carrion , bier , cadaver , offal , the carcass
ترکی
karkas
فرانسوی
la carcasse
آلمانی
der kadaver
اسپانیایی
el cadáver
ایتالیایی
la carcassa
عربی
جثة|هيكل , مادة أساسية , جسد الذبيحة , الذبيحة
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)
کلمه "لاشه" در زبان فارسی به معنی چیزی است که از بین رفته یا خراب شده، بهویژه در مورد اجساد حیوانات. در نگارش این کلمه و استفاده از آن، قواعد و نکات زیر را در نظر داشته باشید:
نحوه نوشتن: این لغت به صورت "لاشه" نوشته میشود و در زبان محاوره و نوشتار رسمی بهکار میرود.
جنس کلمه: "لاشه" اسم است و به یک موجود یا شیء اشاره دارد.
زبان محاوره و زبان رسمی: این کلمه در هر دو نوع زبان رسمی و غیررسمی قابل استفاده است اما در متون ادبی یا محققانه ممکن است کمتر دیده شود.
استفاده در جملات: برای استفاده از این کلمه در جملات، میتوان از آن به شکلهای مختلفی استفاده کرد، مانند:
"پس از طوفان، لاشههای بسیاری در ساحل پیدا شدند."
"لاشه این حیوان نشاندهندهٔ اثرات منفی آلودگی محیط زیست است."
توجه به همخانوادهها: کلمه "لاشه" دارای همخانوادههایی مانند "لاشهخوار" (حیواناتی که از لاشه تغذیه میکنند) است که میتواند در متون علمی یا مربوط به زیستشناسی استفاده شود.
با رعایت این نکات، میتوانید از کلمه "لاشه" به نحو صحیح استفاده کنید.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
در کنار رودخانه، لاشه یک پرنده به چشم میخورد که نشاندهنده وقوع یک حادثه طبیعی بود.
شکارچیان پس از پیگیری نشانها، به لاشه گوزنی برخوردند که به طرز مرموزی کشته شده بود.
در طبیعت، لاشه جانوران به عنوان منبع غذایی برای دیگر موجودات زنده عمل میکند و چرخه زندگی را ادامه میدهد.
فرهنگ فارسی هوشیار
واژگان مرتبط: بدن، بدنه، اندام، جسم، جسد، نعش، مردار، گوشت گندیده، مقبره، مزار، تخت روان، جای گذاردن تابوت در قبر، مواد زائد، سیرابی، اشغال، اخال، کف
لام تا کام نسخه صفحه کلید نیز راه اندازی شده است. شما با استفاده از کلیدهای موجود بر روی صفحه کلید دستگاهتان می توانید با وب سایت ارتباط برقرار کنید. لیست کلید های میانبر