لیز
licenseمعنی کلمه لیز
معنی واژه لیز
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب:
(صفت)
مختصات:
(ص .)
الگوی تکیه:
S
نقش دستوری:
صفت
آواشناسی:
liz
منبع:
فرهنگ فارسی هوشیار
معادل ابجد:
47
شمارگان هجا:
1
دیگر زبان ها
انگلیسی
slippery | slick , slippy , glib , slithery , lubricious , slimy , saponaceous , slipping , slab , liz
ترکی
kayma
فرانسوی
glissement
آلمانی
ausrutschen
اسپانیایی
corrimiento
ایتالیایی
scivolare
عربی
زلق | زالق , زالج , متزعزع , غامض , فاسق
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)
کلمه "لیز" در فارسی به معنای سر خوردن یا لغزیدن است و در برخی موارد به عنوان صفت به کار میرود. در زیر نکاتی درباره استفاده و نگارش این کلمه آورده شده است:
-
نحوه نگارش: کلمه "لیز" به همین شکل نوشته میشود و با حروف فارسی «ل»، «ی»، «ز» تشکیل شده است.
-
مفاهیم مرتبط: "لیز" میتواند به معنای لغزنده بودن یا عدم چسبندگی نیز به کار رود. مثلاً در توصیف زمین یا سطوحی که امکان سر خوردن دارند.
-
استفاده در جملات:
- این زمین لیز است و باید احتیاط کرد.
- او روی سطح لیز زمین سر خورد.
-
قواعد نگارشی:
- از نظر نگارشی، کلمه "لیز" در جمله باید به درستی جایگاه خود را داشته باشد و با سایر اجزای جمله هماهنگ باشد.
- در نوشتار رسمی و غیررسمی، توجه به دقت در استفاده از این کلمه اهمیت دارد.
- معانی دیگر: در برخی از متون، "لیز" ممکن است به عنوان یک اصطلاح علمی یا تخصصی در زمینههای خاص نیز کاربرد داشته باشد.
اگر سوال خاصی درباره کاربرد یا مفهوم دیگر "لیز" دارید، میتوانید بپرسید!
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
- زمین در پارک به قدری لیز بود که احتیاط کردم تا سقوط نکنم.
- در روز بارانی، خیابانها به شدت لیز شده بودند و بسیاری از مردم به سختی از روی آنها عبور میکردند.
- او با کفشهای لیزش در مسابقه دو نتوانست عملکرد خوبی داشته باشد.
