مزمار
licenseمعنی کلمه مزمار
معنی واژه مزمار
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب:
(اسم) [عربی] [قدیمی]
مختصات:
(مِ) [ ع . ] (اِ.)
الگوی تکیه:
WS
نقش دستوری:
اسم
آواشناسی:
mezmAr
منبع:
فرهنگ فارسی هوشیار
معادل ابجد:
288
شمارگان هجا:
2
دیگر زبان ها
انگلیسی
psalm
ترکی
mezmur
فرانسوی
psaume
آلمانی
psalm
اسپانیایی
salmo
ایتالیایی
salmo
عربی
مزمور | ترنيمة , نشيد , ترنم
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)
کلمه "مزمار" در زبان فارسی به معنای نوعی ساز و موسیقی است و از نظر قواعد نگارشی به گونهای نوشته میشود که:
- حروف: کلمه "مزمار" از چهار حرف "م"، "ز"، "م"، "ا"، و "ر" تشکیل شده است.
- تکشیدگی: به دلیل وجود حرف "ز" و "م" به دقت بایستی نوشته شود تا از کلمات دیگر متمایز گردد.
- آوایی: این کلمه به صورت /mezmār/ تلفظ میشود که توجه به صدای "ز" و "م" در تلفظ اهمیت دارد.
- کتابت: در نگارش رسمی، این کلمه باید با رعایت قواعد املایی و نگارشی استفاده شود.
- نقش و کارکرد: این کلمه معمولاً به عنوان اسم استفاده میشود و در جملات میتواند به عنوان فاعل، مفعول، یا جزء دیگر جمله قرار گیرد.
مثال در جمله: «او با مزمار خود، آهنگ زیبایی نواخت.»
با رعایت این نکات، میتوان به درستی از کلمه "مزمار" در نوشتار و گفتار استفاده کرد.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
- در جشنهای محلی، صدای مزمار نوازان به فضای شاداب و پویایی میافزود.
- او بهعنوان یک نوازنده ماهر، توانست با اجرای زیبا و دلانگیز مزمار، تمام حضار را مجذوب کند.
- در مراسم سنتی، مزمار به عنوان نماد فرهنگ و هنر بومی استفاده میشود.
