خرپول
licenseمعنی کلمه خرپول
معنی واژه خرپول
kharpul
|
خرپول
مترادف:
توانگر، ثروتمند، بسيار ثروتمند، صاحب مكنت، پولدار، متمول
متضاد:
آسوپاس، بيپول
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب:
مختصات:
( ~.)(ص مر.) (عا.)
الگوی تکیه:
WS
نقش دستوری:
صفت
آواشناسی:
xarpul
منبع:
فرهنگ فارسی معین
معادل ابجد:
838
شمارگان هجا:
2
دیگر زبان ها
انگلیسی
kharpul
ترکی
harpul
فرانسوی
kharpoul
آلمانی
charpul
اسپانیایی
kharpul
ایتالیایی
kharpul
عربی
kharpul
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)
کلمه "خرپول" در زبان فارسی به معنای فردی ثروتمند و مرفه به کار میرود. در زیر به برخی از قواعد نوشتاری و نگارشی مرتبط با این کلمه اشاره میشود:
-
استفاده صحیح از کلمه: "خرپول" معمولاً به صورت غیررسمی و در مکالمات و متون عامیانه به کار میرود. در متون رسمیتر ممکن است از واژههایی مانند "ثروتمند" یا "مرفه" استفاده شود.
-
نکتههای نگارشی:
- کلمه "خرپول" به صورت یک کلمهٔ مستقل نوشته میشود و نیازی به جداسازی ندارد.
- هیچ گونه علامت نگارشی خاصی (مانند ویرگول یا نقطه) در نوشتن این کلمه به خودی خود لازم نیست، مگر آنکه در یک جمله مشخص به وجود بیاید.
-
ساختار جملات: میتوانید از "خرپول" در جملات به شکلهای مختلف استفاده کنید. به عنوان مثال:
- "او یک خرپول است که همیشه در مهمانیها چشمنواز است."
- "در آن محله، خرپولها بیشتر از سایرین به چشم میآیند."
- رابطه با دیگر واژهها: میتوانید "خرپول" را با صفات و قیدهای مختلف ترکیب کنید، مانند:
- "خرپول ثروتمند"
- "خرپول خوشپوش"
با رعایت این نکات میتوانید به شکل صحیح و مؤثری از کلمه "خرپول" در نوشتار و گفتار خود استفاده کنید.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
در اینجا چند مثال برای کلمه "خرپول" در جمله آورده شده است:
- با وجود اینکه او همیشه خرمند و شاداب بود، اما این روزها به خاطر مشکلات مالی به خرپول تبدیل شده است.
- بعد از اینکه همهی پساندازش را از دست داد، احساس میکرد که به یک خرپول تبدیل شده است.
- پس از چندین سال کار سخت، حالا دیگر هیچ چیزی جز یک خرپول از او باقی نمانده بود.
- او برای اینکه به خرپول تبدیل نشود، سعی کرد در هزینههایش صرفهجویی کند.
- وقتی بە او گفتم که خود را خرپول نکند، فقط خندید و گفت که این زندگی است.
اگر نیاز به مثالهای بیشتری دارید یا سوال دیگری دارید، خوشحال میشوم کمک کنم!
