افسردن
licenseمعنی کلمه افسردن
معنی واژه افسردن
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب:
(مصدر لازم) [پهلوی: awsartan] ‹فسردن›
مختصات:
(اَ سُ دَ) [ په . ] (مص ل .)
آواشناسی:
منبع:
فرهنگ فارسی معین
معادل ابجد:
395
شمارگان هجا:
دیگر زبان ها
انگلیسی
deject | to be depressed
ترکی
depresif olmak
فرانسوی
être déprimé
آلمانی
depressiv sein
اسپانیایی
estar deprimido
ایتالیایی
essere depresso
عربی
كئب | اغتم , وهن العزيمة
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)
کلمه "افسردن" از دیدگاه زبان و نگارش فارسی به چندین جنبه قابل بررسی است:
-
تعریف و معانی:
- "افسردن" به معنی کاهش یا کم شدن چیزی است، بخصوص در مواردی که از احساس یا حالت روحی فرد مورد نظر باشد. به طور کلی، این کلمه به حالتی از ناامیدی و ناراحتی اشاره دارد.
-
صرف کلمه:
- "افسردن" فعل است و بسته به فاعل، زمان و وضعیت میتواند صرف شود. برای مثال:
- من افسردهام.
- او افسرده شد.
- ما افسرده خواهیم شد.
- "افسردن" فعل است و بسته به فاعل، زمان و وضعیت میتواند صرف شود. برای مثال:
-
نحوهٔ استفاده در جملات:
- به عنوان مثال:
- "بارش باران بیوقفه باعث افسردن روحیه مردم شد."
- "افسردن یک مرحله طبیعی از زندگی است که همه با آن مواجه میشوند."
- به عنوان مثال:
-
قید و صفت:
- برای توصیف بهتر میتوان از صفات و قیدهای وابسته استفاده کرد، مانند: "بسیار افسرده"، "افسردگی موقت"، و ...
-
نکات نگارشی:
- توجه به استفاده صحیح از کاراکترها و علائم نگارشی در جملات، بهخصوص در جملاتی که از "افسردن" استفاده میشود، اهمیت دارد.
- جایگزینهای معنایی:
- بستگی به زمینه متن، میتوان از کلماتی مانند "ناراحت شدن"، "محزون شدن" یا "ناامید شدن" به عنوان معادلهای نزدیک استفاده کرد.
این نکات به شما کمک میکند تا از کلمه "افسردن" به شیوهای صحیح و مؤثر استفاده کنید.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
- او به دلیل مشکلات مالی اخیر، دچار افسردن شدید شده است.
- درختان پاییزی با رنگهای خزان، حس افسردن را به انسان منتقل میکنند.
- گاهی صحبت کردن با یک دوست خوب میتواند افسردن را از بین ببرد و روحیه را تقویت کند.
