عدو
licenseمعنی کلمه عدو
معنی واژه عدو
'adov[v]
oppositionist
|
عدو
مترادف:
بدخواه، خصم، دشمن، مخالف، معاند، منازع
متضاد:
حبيب، دوست
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب:
(اسم، صفت) [عربی، جمع: اعداء، جمعالجمع: اَعادی] [قدیمی]
مختصات:
(عَ) [ ع . ] (اِ. ص .)
الگوی تکیه:
WS
نقش دستوری:
اسم
آواشناسی:
'adu
منبع:
فرهنگ فارسی معین
معادل ابجد:
80
شمارگان هجا:
2
دیگر زبان ها
انگلیسی
oppositionist | assailant , enemy , adversary , antagonist , contestant , foe , gutfighter , hostile , opponent
ترکی
düşman
فرانسوی
ennemi
آلمانی
feind
اسپانیایی
enemigo
ایتالیایی
nemico
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)
کلمه «عدو» در زبان فارسی به معنای دشمن یا مخالف است و قواعد خاصی برای استفاده و نگارش آن وجود دارد. در اینجا به برخی از نکات نگارشی و قواعد مرتبط با این کلمه اشاره میکنم:
-
نگارش و املاء:
- کلمه «عدو» به صورت «عَدو» نوشته میشود و باید دقت شود که به درستی به کار رود.
-
مفرد و جمع:
- «عدو» به معنای دشمن یا مخالف، در حالت مفرد است. جمع آن «اعدا» (به معنای دشمنان) است.
-
نقش کلمه در جمله:
- «عدو» میتواند در جملات به عنوان اسم ظاهر شود و معمولاً نقش فاعل یا مفعول را ایفا میکند. برای مثال:
- «عدو به میدان آمد.» (فاعل)
- «ما با عدو میجنگیم.» (مفعول)
- «عدو» میتواند در جملات به عنوان اسم ظاهر شود و معمولاً نقش فاعل یا مفعول را ایفا میکند. برای مثال:
-
استفاده از صفت:
- میتوان از صفات برای توصیف «عدو» استفاده کرد که معنای آن را کاملتر کند؛ مانند: «عدو خائن»، «عدو مرموز».
-
قالبهای ادبی:
- کلمه «عدو» در شعر و ادبیات فارسی به فراوانی استفاده میشود و میتوان آن را در قالبهای متنوعی به کار برد.
- قید و فعل:
- در جملاتی که «عدو» به عنوان مفعول ظاهر میشود، میتوان از قید و فعل مناسب استفاده کرد. مثلاً: «مردم با عدو متحد شدند.»
با رعایت این نکات، میتوان کلمه «عدو» را به درستی در نوشتهها و گفتگوها به کار برد.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
- او همواره به عنوان یک عدو سرسخت در مقابل مشکلات ایستادگی کرد.
- در داستانهای قدیمی، قهرمانان معمولاً با عدوهای خطرناک و چالشبرانگیز مواجه میشدند.
- عدو واقعی انسان، ترسها و تردیدهای خود اوست که مانع پیشرفت میشود.
