لزج
licenseمعنی کلمه لزج
معنی واژه لزج
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب:
(صفت) [عربی]
مختصات:
(لَ زِ) [ ع . ] (ص .)
الگوی تکیه:
WS
نقش دستوری:
صفت
آواشناسی:
lazej
منبع:
فرهنگ فارسی معین
معادل ابجد:
40
شمارگان هجا:
2
دیگر زبان ها
انگلیسی
slimy | sticky , slab , viscose
ترکی
sümüksü
فرانسوی
visqueux
آلمانی
schleimig
اسپانیایی
baboso
ایتالیایی
viscido
عربی
غروي | غريني , لزج , طيني , متملق , موحل , دبق
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)
کلمه "لزج" در زبان فارسی به معنی چسبنده و لغزنده است و در متون ادبی و محاورهای استفاده میشود. برای نگارش صحیح این کلمه و بهکاربردن آن، میتوان به نکات زیر توجه کرد:
-
نحوه نوشتار: "لزج" باید به همین صورت و با همان حروف نوشته شود. هیچ شکلی از آن وجود ندارد.
-
کاربرد: این کلمه معمولاً به وصف مواد یا چیزهایی بهکار میرود که دارای خاصیت چسبندگی یا لغزندگی هستند. مثلاً میتوان گفت "خمیری که خیلی لزج است".
-
تلفظ: تلفظ صحیح این کلمه به صورت "lezaj" است و باید به این نکته توجه شود که حروف صدادار و بیصدا به وضوح بیان شوند.
-
قواعد نگارشی: در جملات، کلمه "لزج" باید به گونهای استفاده شود که با ساختار کلی جمله همخوانی داشته باشد. مثلاً:
- "این خاک رس بسیار لزج است."
- "دستهایش بعد از کار با آن ماده لزج بود."
- همنشینی با کلمات: معمولاً این کلمه با صفات و قیدهای دیگر ترکیب میشود. مانند "لیاقت لزج"، "بسیار لزج" و غیره.
با رعایت این نکات، میتوان از کلمه "لزج" بهطور صحیح در نوشتار استفاده کرد.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
- صبح هنگام بارانی، خیابانها لزج و لغزنده شده بودند و رانندگان باید با احتیاط بیشتری حرکت میکردند.
- وقتی به جنگل رفتیم، زمین لزج و نرم بود و هر قدمی که برمیداشتیم، احساس میکردیم که پاهایمان به خاک میچسبند.
- لزج بودن غلات تازه برداشت شده، باعث میشد تا به راحتی از دست مان سر بخورند و بلافاصله زمین بیفتند.
