لعبت
licenseمعنی کلمه لعبت
معنی واژه لعبت
lo'bat
لعبت
مترادف:
1- بازيچه، عروسك
2- نيكو
3- زيبا
4- محبوب، معشوق
5- اعجوبه، نادره
6- بت، صنم
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب:
(اسم) [عربی: لعبة]
مختصات:
(لُ بَ) [ ع . لعبة ] (اِ.)
الگوی تکیه:
WS
نقش دستوری:
اسم
آواشناسی:
lo'bat
منبع:
فرهنگ فارسی معین
معادل ابجد:
502
شمارگان هجا:
2
دیگر زبان ها
ترکی
oyun
فرانسوی
le jeu
آلمانی
das spiel
اسپانیایی
el juego
ایتالیایی
il gioco
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)
کلمه "لعبت" در زبان فارسی به طور خاص به معنای "عروسک" یا "بازیچه" استفاده میشود و معمولاً به صورت رسمی و ادبی در متون به کار میرود. برای نگارش و استفاده صحیح از این کلمه، میتوان به نکات زیر توجه کرد:
-
نوشتار صحیح: کلمه "لعبت" با الف نوشته میشود و در نوشتار فارسی، باید به صورت درست و مطابق با قواعد املایی نوشته شود.
-
فعل و اسم: "لعبت" در اصل به عنوان اسم به معنی عروسک است، اما در برخی متون ممکن است به عنوان فعل (از فعل "لعب کردن") نیز به کار رود. بنابراین، لازم است در بستر معنایی درست تشخیص داده شود.
-
جنسیت: کلمه "لعبت" مؤنث است و در جملات باید به این نکته توجه کرد.
-
صرفونحو: در جملات حتماً باید قواعد صرفونحو رعایت شود. به عنوان مثال:
- "کودک با لعبت خود بازی کرد."
- "لعبتهای رنگی در بازار موجود است."
- نکات نگارشی: در متون رسمی و ادبی از کلمه "لعبت" میتوان به صورت صحیح استفاده کرد و حواستان به نکات نگارشی مثل فاصلهگذاری و نقطهگذاری باشد.
استفاده از "لعبت" در جملات ادبی و داستانی میتواند فضا و حال و هوای خاصی به نوشته ببخشد.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
- در کودکی، هنگامی که در حیاط بازی میکردم، بسکتبال و فوتبال را بسیار لعبت میکردم.
- بچهها در پارک با توپ و بادکنک خیلی خوب لعبت میکنند و شادی را در چهرهشان میبینید.
- زیرا نمیتوانم هیچ چیزی را به یاد بیاورم، ذهنم پر از خاطرات شیرینی است که در آنها با دوستانم لعبت کردهام.
