پژمردگی
licenseمعنی کلمه پژمردگی
معنی واژه پژمردگی
اطلاعات بیشتر واژه
کلمه "پژمردگی" به معنی حالتی است که در آن فرد یا طبیعت از نشاط و سرزندگی کم شده و به نوعی کاهی یا خشکی دچار شده است. این واژه در زبان فارسی به طور کلی دارای قواعد زیر در نگارش و استفاده است:
-
تلفظ صحیح: "پژمردگی" به این صورت تلفظ میشود: /peɾʒmordəɡi/، که در آن "پ" را با نرمی و "ز" را بدون غلظت تلفظ کنید.
-
جنس و تعداد: این کلمه به عنوان یک اسم، جنس مؤنث دارد و به حالت قابل شمارش نیست، یعنی معمولاً به صورت مفرد و بدون جمع بکار میرود.
-
کاربرد در جملات: "پژمردگی" معمولاً به حالتی اشاره دارد که در آن چیزی یا کسی به نوعی کمحالت و بیروح شده است. میتوانید از آن در جملات به صورت زیر استفاده کنید:
- درختان در پاییز به پژمردگی گراییدند.
- احساس پژمردگی او بعد از شکست در آزمون ملموس بود.
-
هممعنایی و متضادها: این واژه ممکن است با کلماتی مثل "خشکی"، "حالت کسل"، و "افسردگی" هممعنا باشد و میتوانید از آنها در جملات مشابه استفاده کنید. متضاد آن میتواند "سرزندگی"، "شادی"، یا "نشاط" باشد.
- معنای تشبیهی: در بعضی از متون ادبی، "پژمردگی" میتواند به عنوان یک ویژگی تشبیهی برای توصیف حالتهای عاطفی و روحی فالها، احساسات عاشقانه یا طبیعت به کار رود.
با رعایت این نکات، میتوانید به درستی و با زیبایی از واژه "پژمردگی" در نوشتهها و مکالمات خود استفاده کنید.
البته! در اینجا چند مثال برای کلمه "پژمردگی" در جمله آوردهام:
- بعد از آنکه از دوستانش جدا شد، در چهرهاش پژمردگی و اندوه مشهود بود.
- باغچه را با گلهای رنگارنگ تزیین کردهام تا پژمردگی فصل پاییز را کمی کمرنگ کند.
- صحبتهای او در مورد آینده، پژمردگی را از چهرهاش پاک کرد و امید را به جانش آورد.
- پژمردگی در چهرهی دانشآموزان پس از شنیدن خبر غیبت معلم، قابل مشاهده بود.
- فصلهای سرد سال همیشه پژمردگی را به همراه میآورند و دلها را از شادی خالی میکنند.
اگر به مثالهای بیشتری نیاز دارید یا سوال دیگری دارید، خوشحال میشوم کمک کنم!
