پژمرده
licenseمعنی کلمه پژمرده
معنی واژه پژمرده
پژمرده
اطلاعات بیشتر واژه
کلمه "پژمرده" در زبان فارسی به معنای از بین رفته، خشک و نازک شدن، یا کاهش یافتن است، و عموماً به گیاهان، احساسات و حالتهای روحی و عاطفی اطلاق میشود. در زیر، برخی از قواعد نگارشی و قواعد مربوط به این کلمه آورده شده است:
-
زاویهٔ معنایی: "پژمرده" اغلب در متون ادبی، شعر و نثر استفاده میشود و میتواند حالتهای عاطفی مانند غم و افسردگی را نیز توصیف کند.
-
نحوهٔ کاربرد: این کلمه میتواند به عنوان صفت به کار رود. مثلاً:
- گلهای پژمرده
- حال پژمردهٔ او
-
ترکیبها: "پژمرده" میتواند با کلمات دیگر ترکیب شده و اصطلاحات جدیدی بسازد:
- پژمردگی (اسم)
- پژمردگی احساسات
-
توجه به هماهنگی: در نگارش جملات، توجه به هماهنگی صفت و موصوف اهمیت دارد:
- درختان پژمرده در باغ نشاندهندهی کمبود آب هستند.
-
نکات نگارشی: در زمان نگارش، اشکالات املایی و نگارشی را رعایت کرده و از ویرگول و نقطهگذاری درست استفاده کنید.
- شاعرانه و ادبی: در متون ادبی، میتوان از کلمه "پژمرده" برای ایجاد تصاویر زیبای ادبی و توصیف احوالات استفاده کرد، مانند:
- احساسات او مانند گلی پژمرده در پاییز بود.
اگر به نکته خاصی در مورد "پژمرده" نیاز دارید، لطفاً بفرمایید تا بیشتر راهنمایی کنم.
- گلهای باغچه به دلیل آبیاری ناکافی، پژمرده و بیروح شدهاند.
- پس از یادآوری خاطرات تلخ، احساس کردم که روحام پژمرده و غمگین شده است.
- در پایان فصل پاییز، برگهای درختان به رنگ قهوهای پژمرده در میآیند.
- چشمان او به دلیل خستگی و بیحوصلگی، پژمرده و بینور به نظر میرسیدند.
- صدای پژمرده او نشان میداد که هیچ امیدی برای بهتر شدن وضعیتش ندارد.
