شما در نسخه قدیمی لام‌تا‌کام هستید نسخه جدید
جستجو در بخش : سوال جواب منابع اسلامی لغت نامه ها قوانین و مصوبات نقل قل ها
×

فرم ورود

ورود با گوگل ورود با گوگل ورود با تلگرام ورود با تلگرام
رمز عبور را فراموش کرده ام عضو نیستم، می خواهم عضو شوم
×

×

آدرس بخش انتخاب شده


جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
در حال بارگذاری
×

رویداد ها - امتیازات

برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.

×
×
از نسخه‌ی هوش مصنوعی لام تا کام دیدن فرمایید؛ دنیای جدیدی منتظر شماست! لام تا کام هوشمند

pažmorde
faded  |

پژمرده

معنی: 1 - اندوهگین ، افسرده . 2 - بی طراوت ، بی رونق . 3 - پلاسیده ، خشک شده .
596 | 0
مترادف: 1- پژمان، پلاسيده، خشك 2- افسرده، پژمان، دلتنگ، دلمرده
متضاد: باطراوت، بشاش
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب: (صفت)
مختصات: (پَ مُ دِ) (ص مف .)
الگوی تکیه: WWS
نقش دستوری: صفت
آواشناسی: paZmorde
منبع: فرهنگ فارسی معین
معادل ابجد: 258
شمارگان هجا: 3
دیگر زبان ها
انگلیسی
faded | withered , withering , droopy , pale , sere , languorous , sad , sear
ترکی
solmuş
فرانسوی
flétri
آلمانی
verwelkt
اسپانیایی
marchito
ایتالیایی
appassito
عربی
تلاشى | بهت , تضاءل , ذبل , انخفض , شحب , أضعف
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)

کلمه "پژمرده" در زبان فارسی به معنای از بین رفته، خشک و نازک شدن، یا کاهش یافتن است، و عموماً به گیاهان، احساسات و حالت‌های روحی و عاطفی اطلاق می‌شود. در زیر، برخی از قواعد نگارشی و قواعد مربوط به این کلمه آورده شده است:

  1. زاویهٔ معنایی: "پژمرده" اغلب در متون ادبی، شعر و نثر استفاده می‌شود و می‌تواند حالت‌های عاطفی مانند غم و افسردگی را نیز توصیف کند.

  2. نحوهٔ کاربرد: این کلمه می‌تواند به عنوان صفت به کار رود. مثلاً:

    • گل‌های پژمرده
    • حال پژمردهٔ او
  3. ترکیب‌ها: "پژمرده" می‌تواند با کلمات دیگر ترکیب شده و اصطلاحات جدیدی بسازد:

    • پژمردگی (اسم)
    • پژمردگی احساسات
  4. توجه به هماهنگی: در نگارش جملات، توجه به هماهنگی صفت و موصوف اهمیت دارد:

    • درختان پژمرده در باغ نشان‌دهنده‌ی کمبود آب هستند.
  5. نکات نگارشی: در زمان نگارش، اشکالات املایی و نگارشی را رعایت کرده و از ویرگول و نقطه‌گذاری درست استفاده کنید.

  6. شاعرانه و ادبی: در متون ادبی، می‌توان از کلمه "پژمرده" برای ایجاد تصاویر زیبای ادبی و توصیف احوالات استفاده کرد، مانند:
    • احساسات او مانند گلی پژمرده در پاییز بود.

اگر به نکته خاصی در مورد "پژمرده" نیاز دارید، لطفاً بفرمایید تا بیشتر راهنمایی کنم.

مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
  1. گل‌های باغچه به دلیل آبیاری ناکافی، پژمرده و بی‌روح شده‌اند.
  2. پس از یادآوری خاطرات تلخ، احساس کردم که روح‌ام پژمرده و غمگین شده است.
  3. در پایان فصل پاییز، برگ‌های درختان به رنگ قهوه‌ای پژمرده در می‌آیند.
  4. چشمان او به دلیل خستگی و بی‌حوصلگی، پژمرده و بی‌نور به نظر می‌رسیدند.
  5. صدای پژمرده او نشان می‌داد که هیچ امیدی برای بهتر شدن وضعیتش ندارد.

واژگان مرتبط: خشک، پلاسیده، چروک خورده، پژولیده، خشکیده، مخرب، خراب کننده، رنگ پریده، کم رنگ، زرد، بی نور، رنگ رفته، ضعیف، مست، غمگین، غمناک، اندوهناک، محزون، از کار افتاده

500 کاراکتر باقی مانده

جعبه لام تا کام


لام تا کام نسخه صفحه کلید نیز راه اندازی شده است. شما با استفاده از کلیدهای موجود بر روی صفحه کلید دستگاهتان می توانید با وب سایت ارتباط برقرار کنید.
لیست کلید های میانبر

تبلیغات توضیحی


عرشیان از کجا شروع کنم ؟
تغییر و تحول با استاد سید محمد عرشیانفر

تبلیغات تصویری