پژمریدن
licenseمعنی کلمه پژمریدن
معنی واژه پژمریدن
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب:
(مصدر لازم) [قدیمی]
مختصات:
(پَ مُ دَ) (مص ل .)
آواشناسی:
منبع:
فرهنگ فارسی معین
معادل ابجد:
313
شمارگان هجا:
دیگر زبان ها
انگلیسی
to wither
ترکی
solmak
فرانسوی
dépérir
آلمانی
verdorren
اسپانیایی
marchitarse
ایتالیایی
appassire
عربی
ذبل | صعق , ذوى , شل , شده , ليذبل
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)
کلمه "پژمریدن" در زبان فارسی به معنای خشک و پژمرده شدن گیاهان یا گلها است و نیز میتواند به معنای کاهش حیاتی یا شور و شوق در انسانها به کار رود. برای استفاده مناسب و نگارشی این کلمه، بهتر است به چند نکته توجه کنیم:
-
ساختار کلمه: "پژمریدن" از ریشه "پژمرد" ساخته شده است که به معنای خشک شدن و بیحال شدن است. این ریشه، به فعل "پژمردن" برمیگردد.
-
صرف فعل: این کلمه یک فعل با قاعده است و میتواند در زمانهای مختلف صرف شود. مثلاً:
- زمان حال: پژمردن (من پژمردم، تو پژمردی، او پژمرد)
- زمان گذشته: پژمرده است، پژمرده بود
- زمان آینده: پژمرده خواهد شد
-
استفاده در جملات: کلمه "پژمریدن" میتواند در جملات به عنوان فعل اصلی یا کمکی استفاده شود. مثال:
- گلها در هوای سرد پژمردند.
- او به دلیل غم و اندوه، روز به روز پژمردهتر میشود.
-
نگارش صحیح: لازم به ذکر است که این کلمه باید به دقت نوشته شود و از غلطهای تایپی یا نگارشی باید دوری کرد. همچنین، توجه به حروف اضافه در جملات هم ضروری است.
- تناسب معنایی: از این کلمه در متون ادبی و شعر نیز استفاده میشود. به عنوان مثال، میتوان آن را در توصیف احساسات یا وضعیت گلها و گیاهان به کار برد.
استفاده صحیح و هنری از "پژمریدن" به غنای متن شما کمک خواهد کرد.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
- گلهای باغ پس از چند روز بیآبی شروع به پژمریدن کردند و زیبایی خود را از دست دادند.
- احساس ناراحتی در دل او باعث شد که روحش پژمرده و غمزده شود.
- در فصل پاییز، درختان به تدریج برگهای خود را از دست میدهند و پژمریدن آنها نمایی زیبا و دلانگیز ایجاد میکند.
