فریضه
licenseمعنی کلمه فریضه
معنی واژه فریضه
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب:
(اسم، صفت) [عربی: فریضَة، جمع: فرائض]
مختصات:
(فَ ض ) [ ع . فریضة ] (اِ.)
الگوی تکیه:
WWS
نقش دستوری:
اسم
آواشناسی:
farize
منبع:
واژگان مترادف و متضاد
معادل ابجد:
1095
شمارگان هجا:
3
دیگر زبان ها
ترکی
görev
فرانسوی
devoir
آلمانی
pflicht
اسپانیایی
deber
ایتالیایی
dovere
عربی
واجب | مهمة , خدمة , فريضة , مسئولية , خدمة عسكرية , الشغل المؤدى
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)
کلمه "فریضه" در زبان فارسی به معنای وظیفهای است که انجام آن بر فرد واجب و الزامی است، به ویژه در مسائل دینی. در ادامه به چند نکته درباره قاعدههای نگارشی و شیوه صحیح استفاده از این کلمه اشاره میکنیم:
-
املا: املای صحیح کلمه "فریضه" با حرف "ف" در ابتدای کلمه و "ز" در انتها است. دقت کنید که این کلمه با "ض" نوشته نمیشود.
-
نکات نحوی: "فریضه" معمولاً به عنوان اسم استفاده میشود و میتواند به تنهایی یا به عنوان مضافالیه (مانند "فریضه نماز") به کار رود.
-
نکات صرفی: از نظر کارکرد، این کلمه جمعپذیر نیست و به شکل جمع نمیرود. در ادبیات دینی، عموماً به مفهوم تکلیف یا واجب دینی اشاره دارد.
-
مثالهای کاربردی:
- "نماز یکی از فریضههای دین اسلام است."
- "حج یک فریضه واجب برای مسلمانان است."
- نکات نگارشی: در متنهای رسمی و علمی، از استفاده از "فریضه" در جملات به صورت دقیق و با زمینههای مناسب اطمینان حاصل کنید تا از ابهام جلوگیری شود.
با رعایت این نکات، میتوان کلمه "فریضه" را به درستی و بهطور موثر در نگارش به کار برد.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
- نماز خواندن در اسلام به عنوان یک فریضه واجب شناخته میشود که هر مسلمان موظف به انجام آن است.
- روزهداری در ماه رمضان یکی از مهمترین فریضههای دین اسلام است که به تقویت اراده و نزدیکی به خداوند کمک میکند.
- کمک به نیازمندان و صدقه دادن نیز به عنوان یک فریضه اجتماعی در دینهای مختلف مورد تأکید قرار گرفته است.
