شما در نسخه قدیمی لام‌تا‌کام هستید نسخه جدید
جستجو در بخش : سوال جواب منابع اسلامی لغت نامه ها قوانین و مصوبات نقل قل ها
×

فرم ورود

ورود با گوگل ورود با گوگل ورود با تلگرام ورود با تلگرام
رمز عبور را فراموش کرده ام عضو نیستم، می خواهم عضو شوم
×

×

آدرس بخش انتخاب شده


جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
در حال بارگذاری
×

رویداد ها - امتیازات

برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.

×
×
از نسخه‌ی هوش مصنوعی لام تا کام دیدن فرمایید؛ دنیای جدیدی منتظر شماست! لام تا کام هوشمند

gij
dizzy  |

گیج

معنی: بي حواس، بي هوش، پريشان حواس، حواس پرت، حيران، دبنگ، سرگردان، سرگشته، مات، متحير، مست، منگ
1504 | 0
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب: (صفت)
مختصات: (ص .)
الگوی تکیه: S
نقش دستوری: صفت
آواشناسی: gij
منبع: واژگان مترادف و متضاد
معادل ابجد: 33
شمارگان هجا: 1
دیگر زبان ها
انگلیسی
dizzy | staggering , astounding , confounded , hazy , giddy , stupid , wacky , deuced , mazy , absentminded , astray , darned , distrait , muzzy , plumbous , swimming , slaphappy , hare-brained , light-headed , muddle-headed , staggerer , confused
ترکی
kafası karışmış
فرانسوی
confus
آلمانی
verwirrt
اسپانیایی
confundido
ایتالیایی
confuso
عربی
مصاب بدوار | دواري , دائخ , مشوش الذهن , مسبب للدوار , أصاب بالدوار , شوش , دائِخ
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)

کلمه "گیج" در زبان فارسی دارای معانی و کاربردهای مختلفی است. در اینجا به توضیحاتی درباره‌ی قواعد زبان و نگارش مربوط به این کلمه می‌پردازیم:

  1. معنی: کلمه "گیج" به معنای سردرگم، نابسامان یا ناامن است. همچنین می‌تواند به حالت عدم تمرکز یا سردرگمی در نظر گرفته شود.

  2. نحوه‌ی تلفظ: "گیج" با حرکات کوتاه در زبان فارسی تلفظ می‌شود. این کلمه در زبان‌های دیگر به صورت‌های مختلفی ممکن است تلفظ شود.

  3. کاربرد: "گیج" به عنوان صفت برای توصیف اشخاص و یا حالت‌ها به کار می‌رود. مثلاً:

    • او در این مسئله گیج است.
    • صدای بلند موسیقی او را گیج کرده است.
  4. ترکیب‌ها: "گیج" می‌تواند در ترکیب با کلمات دیگر نیز به کار برود:

    • گیج کننده (به معنای سردرگم‌کننده)
    • گیج و گنگ (برای توصیف حالت شدیدتر)
  5. نکات نگارشی:
    • "گیج" به صورت جدا نوشته می‌شود و در جملات باید با قواعد نگارشی صحیح به کار رود.
    • در جملات رسمی‌تر ممکن است معادل‌هایی همچون "سردرگم" یا "نامنظم" استفاده شود.

با رعایت این نکات می‌توانید از کلمه "گیج" به نحو صحیح و مؤثر در نگارش و گفتار خود استفاده کنید.

مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
  1. وقتی معلم توضیح می‌داد، من کاملاً گیج شدم و نتوانستم مفهوم درس را درک کنم.
  2. تغییر ناگهانی برنامه باعث شد که همه ما گیج و سردرگم شویم.
  3. او به خاطر سر و صدای زیاد در محیط اطرافش، گیج و مضطرب شده بود.

واژگان مرتبط: دچار دوران سر، متناوب، عجیب، سر در گم، مبهوت، مضطرب، لعنت شده، نفرین شده، مبهم، مه دار، نا معلوم، مبتلا به دوار سر، دوار، احمق، مزخرف، سفیه، خنگ، کند ذهن، خرف، پریشان، مرکب، پریشان خیال، سر بهوا، گمراه، سر گردان، بی راه، گرفته، سرب دار، وابسته به سرب، سربی، سرمست، از خود بی خود، بی مهابا، دیوانه، بی پروا، وحشی، سبک مغز، بی قید، سبک سر، بی فکر، کودن، تلوتلو خور

500 کاراکتر باقی مانده

جعبه لام تا کام


وب سایت لام تا کام جهت نمایش استاندارد و کاربردی در تمامی نمایشگر ها بهینه شده است.

تبلیغات توضیحی


عرشیان از کجا شروع کنم ؟
تغییر و تحول با استاد سید محمد عرشیانفر

تبلیغات تصویری