گیج
licenseمعنی کلمه گیج
معنی واژه گیج
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب:
(صفت)
مختصات:
(ص .)
الگوی تکیه:
S
نقش دستوری:
صفت
آواشناسی:
gij
منبع:
واژگان مترادف و متضاد
معادل ابجد:
33
شمارگان هجا:
1
دیگر زبان ها
انگلیسی
dizzy | staggering , astounding , confounded , hazy , giddy , stupid , wacky , deuced , mazy , absentminded , astray , darned , distrait , muzzy , plumbous , swimming , slaphappy , hare-brained , light-headed , muddle-headed , staggerer , confused
ترکی
kafası karışmış
فرانسوی
confus
آلمانی
verwirrt
اسپانیایی
confundido
ایتالیایی
confuso
عربی
مصاب بدوار | دواري , دائخ , مشوش الذهن , مسبب للدوار , أصاب بالدوار , شوش , دائِخ
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)
کلمه "گیج" در زبان فارسی دارای معانی و کاربردهای مختلفی است. در اینجا به توضیحاتی دربارهی قواعد زبان و نگارش مربوط به این کلمه میپردازیم:
-
معنی: کلمه "گیج" به معنای سردرگم، نابسامان یا ناامن است. همچنین میتواند به حالت عدم تمرکز یا سردرگمی در نظر گرفته شود.
-
نحوهی تلفظ: "گیج" با حرکات کوتاه در زبان فارسی تلفظ میشود. این کلمه در زبانهای دیگر به صورتهای مختلفی ممکن است تلفظ شود.
-
کاربرد: "گیج" به عنوان صفت برای توصیف اشخاص و یا حالتها به کار میرود. مثلاً:
- او در این مسئله گیج است.
- صدای بلند موسیقی او را گیج کرده است.
-
ترکیبها: "گیج" میتواند در ترکیب با کلمات دیگر نیز به کار برود:
- گیج کننده (به معنای سردرگمکننده)
- گیج و گنگ (برای توصیف حالت شدیدتر)
- نکات نگارشی:
- "گیج" به صورت جدا نوشته میشود و در جملات باید با قواعد نگارشی صحیح به کار رود.
- در جملات رسمیتر ممکن است معادلهایی همچون "سردرگم" یا "نامنظم" استفاده شود.
با رعایت این نکات میتوانید از کلمه "گیج" به نحو صحیح و مؤثر در نگارش و گفتار خود استفاده کنید.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
- وقتی معلم توضیح میداد، من کاملاً گیج شدم و نتوانستم مفهوم درس را درک کنم.
- تغییر ناگهانی برنامه باعث شد که همه ما گیج و سردرگم شویم.
- او به خاطر سر و صدای زیاد در محیط اطرافش، گیج و مضطرب شده بود.
