مبیع
licenseمعنی کلمه مبیع
معنی واژه مبیع
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب:
(صفت) [عربی] [قدیمی]
مختصات:
(مَ) [ ع . ] (اِمف .)
الگوی تکیه:
WS
نقش دستوری:
اسم
آواشناسی:
mabi'
منبع:
واژگان مترادف و متضاد
معادل ابجد:
122
شمارگان هجا:
2
دیگر زبان ها
انگلیسی
sold
ترکی
satılmış
فرانسوی
vendu
آلمانی
verkauft
اسپانیایی
vendido
ایتالیایی
venduto
عربی
باع | تاجر , غش , قنع , خدع , حظي بالقبول , باع بسعر محدد , باع بصورة جيدة , روج لبضاعة , مُباع
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)
کلمه "مبیع" در زبان فارسی به معنای چیزی است که فروشنده آن را به خریدار میفروشد و در اصطلاح حقوقی به معنای موضوع قرارداد فروش است. در رابطه با استفاده، نگارش و قواعد مرتبط با کلمه "مبیع" میتوان به نکات زیر اشاره کرد:
-
تعریف و توضیح:
- "مبیع" به معنای کالا یا مالی است که معامله بر روی آن انجام میشود. این کلمه معمولاً در متون حقوقی و قراردادهای فروش به کار میرود.
-
نحو و صرف:
- "مبیع" اسم عمل و اسم مفعول است که به معنای شیء مورد معامله است. این کلمه معمولاً به شکل مفرد به کار میرود، هرچند در موارد خاص میتوان آن را به شکل جمع نیز به کار برد (مبیعات).
-
استفاده در جملات:
- مثالهای کاربرد:
- "مبیع باید دارای مشخصات دقیقی باشد."
- "در قرارداد فروش باید اطلاعات مربوط به مبیع دقیقاً ذکر شود."
- مثالهای کاربرد:
-
نکات نگارشی:
- در نگارش متون رسمی و حقوقی، باید دقت شود که کلمه "مبیع" به درستی و در سیاق مناسب استفاده شود.
- بهتر است از واژههای مربوط به حقوق تجارت و معاملات مانند "خریدار"، "فروشنده"، "قرارداد" و غیره به عنوان همنشینهای مناسب استفاده شود.
- قواعد صرف و نحو:
- در مواردی که "مبیع" به عنوان فاعل یا مفعول در جمله میآید، باید به ترکیب آن با فعل و دیگر اجزای جمله توجه شود.
- مثلاً:
- "مبیع باید سالم و بدون عیب باشد." (فاعل)
- "فروشنده باید مشخصات مبیع را به خریدار ارائه دهد." (مفعول)
با رعایت این نکات، میتوان به شکل صحیح و مناسبی از کلمه "مبیع" در متون فارسی استفاده کرد.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
- در قرارداد خرید و فروش، مبیع به کالایی اطلاق میشود که طرفین در مورد آن توافق کردهاند.
- برای فروش مبیع، ضروری است که شرایط و مشخصات آن به وضوح در قرارداد قید شود.
- هنگام تحویل مبیع، خریدار باید از کیفیت و کمیت کالا اطمینان حاصل کند.
