شما در نسخه قدیمی لام‌تا‌کام هستید نسخه جدید
جستجو در بخش : سوال جواب منابع اسلامی لغت نامه ها قوانین و مصوبات نقل قل ها
×

فرم ورود

ورود با گوگل ورود با گوگل ورود با تلگرام ورود با تلگرام
رمز عبور را فراموش کرده ام عضو نیستم، می خواهم عضو شوم
×

×

آدرس بخش انتخاب شده


جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
در حال بارگذاری
×

رویداد ها - امتیازات

برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.

×
×
از نسخه‌ی هوش مصنوعی لام تا کام دیدن فرمایید؛ دنیای جدیدی منتظر شماست! لام تا کام هوشمند

pa(e)lāside
withered  |

پلاسیده

معنی: 1- پژمرده  
2- چروك، له، لهيده  
3- لاغر
703 | 0
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب: (صفت مفعولی)
مختصات: (پَ دِ) (ص مف .)
الگوی تکیه: WWWS
نقش دستوری: صفت
آواشناسی: pelAside
منبع: واژگان مترادف و متضاد
معادل ابجد: 112
شمارگان هجا: 4
دیگر زبان ها
انگلیسی
withered | dried up , wizened , placide
ترکی
sakinleştirici
فرانسوی
placide
آلمانی
ruhig
اسپانیایی
placide
ایتالیایی
placido
عربی
ذابل | ذاو
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)

کلمه "پلاسیده" در زبان فارسی به معنای "ذبیح و بیجان" یا "پژمرده" است و به طور خاص برای توصیف حالتی از گیاهان یا دیگر موجودات زنده به کار می‌رود. این واژه از ریشه "پلاس" به‌معنای پژمردگی و بی‌حالی مشتق شده است.

در نگارش و استفاده از این کلمه، رعایت موارد زیر ضروری است:

  1. تطابق با اسم: این کلمه معمولاً به عنوان صفت به کار می‌رود و باید با اسم‌هایی که توصیف می‌کند، مطابقت داشته باشد. مثلاً "گل پلاسیده" یا "برگ‌های پلاسیده".

  2. نکات نگارشی: کلمه "پلاسیده" باید با حروفی که به‌درستی نوشته شده‌اند، مورد استفاده قرار گیرد. از ایجاد علائم نگارشی اضافی یا غیرضروری خودداری کنید.

  3. جملات توصیفی: برای توصیف بهتر، می‌توانید از جمله‌های بیشتری استفاده کنید. مثلاً: "گل‌های باغ در اثر کم‌آبی، پلاسیده و بی‌روح شده بودند."

  4. تنوع واژگان: اگر می‌خواهید از واژه‌های متنوع استفاده کنید، می‌توانید از واژه‌هایی با معنای مشابه مانند "پژمرده" یا "خسته" نیز بهره بگیرید.

با رعایت این نکات، می‌توانید از کلمه "پلاسیده" به‌درستی و با ساختار مناسب استفاده کنید.

مثال برای واژه (هوش مصنوعی)

البته! در اینجا چند مثال برای استفاده از کلمه "پلاسیده" در جملات آورده شده است:

  1. گل‌های حیاط به دلیل گرمای زیاد تابستان پلاسیده و پژمرده شدند.
  2. وقتی که از او خواستم با خودش بیشتر مراقبت کند، گفت که احساس می‌کند روحش هم پلاسیده است.
  3. درختان باغ به خاطر کمبود آب در فصل تابستان پلاسیده شده‌اند و نیاز به آبیاری دارند.
  4. کتاب قدیمی روی قفسه پلاسیده و رنگش رفته بود، اما هنوز آثار زیبایی را در صفحاتش به یادگار داشت.

اگر نیاز به مثال‌های بیشتری دارید، خوشحال می‌شوم کمک کنم!


واژگان مرتبط: خشک، چروک خورده، پژولیده، خشکیده، چروکیده

500 کاراکتر باقی مانده

جعبه لام تا کام


لام تا کام نسخه صفحه کلید نیز راه اندازی شده است. شما با استفاده از کلیدهای موجود بر روی صفحه کلید دستگاهتان می توانید با وب سایت ارتباط برقرار کنید.
لیست کلید های میانبر

تبلیغات توضیحی


عرشیان از کجا شروع کنم ؟
تغییر و تحول با استاد سید محمد عرشیانفر

تبلیغات تصویری