پله
licenseمعنی کلمه پله
معنی واژه پله
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب:
(اسم) [مخففِ پیله] [قدیمی]
مختصات:
( ~.) (اِ.)
الگوی تکیه:
WS
نقش دستوری:
اسم
آواشناسی:
pelle
منبع:
واژگان مترادف و متضاد
معادل ابجد:
37
شمارگان هجا:
2
دیگر زبان ها
انگلیسی
step | stair , rung , echelon , stage , scale , degree , round of the ladder , quantum , the stairs
ترکی
adım
فرانسوی
Étape
آلمانی
schritt
اسپانیایی
paso
ایتالیایی
fare un passo
عربی
خطوة | مرحلة , إجراء , درج , ترقية , موطئ , عتبة الباب , تقدم , خطا , مشى , بادر
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)
کلمه "پله" در زبان فارسی به معنای درجه یا مرحلهای است که برای بالا یا پایین رفتن از آن استفاده میشود. در نگارش و استفاده از این کلمه، نکات زیر قابل توجه است:
-
نقطهگذاری و جداسازی: هنگام استفاده از "پله" در جملات، باید به علامتهای نگارشی توجه کرد. به عنوان مثال:
- "او از پلهها بالا رفت."
- "این پله چقدر بلند است!"
-
جمع بستن: شکل جمع "پله"، "پلهها" است. استفاده از "-ها" برای جمع کردن کلمات در فارسی الزامی است:
- "ما پلهها را رنگ کردیم."
-
قید و صفات: میتوان از صفات و قیدها برای توصیف "پله" استفاده کرد:
- "این پله چوبی است."
- "پلههای شیبدار خطرناک هستند."
-
ترکیبات: "پله" ممکن است در ترکیب با دیگر کلمات قرار گیرد، مانند:
- "پله برقی"
- "پلهکانی"
- استفاده در عبارات: "پله" در عبارات یا اصطلاحات نیز کاربرد دارد. مثلاً:
- "از یک پله بالا رفتن" به معنی پیشرفت کردن در یک کار یا وضعیت است.
با رعایت این نکات، میتوان به شکل صحیح و زیبایی از کلمه "پله" در نوشتار و گفتار استفاده کرد.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
البته! در اینجا چند مثال از جملههایی که شامل کلمه "پله" میشوند، آوردهام:
- من آرام به سمت پلهها رفتم تا به طبقهی بالا برسم.
- کودک کوچک شروع به بالا رفتن از پلهها کرد و مادرش او را زیر نظر داشت.
- در حیاط خانه، یک باغچه زیبا در کنار پلهها طراحی شده بود.
- هنگام باران، باید مراقب باشم که روی پلهها سر نخورم.
- بلافاصله بعد از ورود به خانه، نگاهی به پلهها انداختم که چقدر تمیز بودند.
اگر نیاز به مثالهای بیشتری دارید، لطفاً بگویید!
