شما در نسخه قدیمی لام‌تا‌کام هستید نسخه جدید
جستجو در بخش : سوال جواب منابع اسلامی لغت نامه ها قوانین و مصوبات نقل قل ها
×

فرم ورود

ورود با گوگل ورود با گوگل ورود با تلگرام ورود با تلگرام
رمز عبور را فراموش کرده ام عضو نیستم، می خواهم عضو شوم
×

×

آدرس بخش انتخاب شده


جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
در حال بارگذاری
×

رویداد ها - امتیازات

برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.

×
×
از نسخه‌ی هوش مصنوعی لام تا کام دیدن فرمایید؛ دنیای جدیدی منتظر شماست! لام تا کام هوشمند

tābande
phosphorous  |

تابنده

معنی: روشنایی‌دهنده؛ تابان؛ درخشنده؛ درخشان
768 | 0
مترادف: 1- تابان، درخشان، درخشنده، رخشان، مشعشع 2- حرارتزا، گرمابخش 3- ريسنده، نختاب، نخريس
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب: (صفت)
مختصات: (بَ دِ) (ص فا.)
الگوی تکیه: WWS
نقش دستوری: صفت
آواشناسی: tAbande
منبع: فرهنگ فارسی عمید
معادل ابجد: 462
شمارگان هجا: 3
دیگر زبان ها
انگلیسی
phosphorous | aglitter , phosphoric , phosphorescent , radiant
ترکی
işıltılı
فرانسوی
radiant
آلمانی
strahlend
اسپانیایی
radiante
ایتالیایی
radiante
عربی
فوسفوري | الفوسفور
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)

کلمه "تابنده" از نظر نگارشی و قواعد زبان فارسی به تحلیل زیر می‌تواند تقسیم شود:

  1. ریشه و ساختار:

    • "تابنده" از ریشه "تابیدن" به معنای درخشش یا نور افشانی گرفته شده است. پسوند "-نده" به فعل "تابیدن" اضافه شده است تا صفتی بسازد.
  2. نوع کلمه:

    • "تابنده" یک صفت فعلی است که به معنای "در حال تابیدن" یا "آنکه تابیده می‌شود" است. این نوع صفت‌ها معمولاً به وضعیت یا ویژگی خاصی اشاره دارند.
  3. نحوه استفاده:

    • این کلمه می‌تواند به تنهایی یا در ترکیب با اسم‌ها به کار رود. به عنوان مثال: "نور تابنده"، "ستاره تابنده".
  4. رعایت قواعد نگارشی:

    • کلمه "تابنده" باید در زمینه‌ای مناسب و با توجه به بافت جملات استفاده شود. همچنین، در صورتی که در متن به آن ارجاع داده می‌شود، باید به لحاظ دستور زبانی و معنایی با متن هماهنگ باشد.
  5. نکات اضافی:
    • توجه به کاربرد استعاری و شاعرانه این کلمه در ادبیات فارسی، که ممکن است در برخی متون به معنای امید، زندگی، یا زیبایی اشاره کند.

در مجموع، "تابنده" کلمه‌ای است که با توجه به بافت و معنا می‌تواند معانی مختلفی به خود بگیرد و استفاده درست از آن نیازمند تسلط بر قواعد نگارشی و درک صحیح از معانی واژگان است.

مثال برای واژه (هوش مصنوعی)

البته! در اینجا چند مثال برای کلمه “تابنده” آورده شده است:

  1. نور خورشید تابنده به زمین، محیط را روشن و گرم کرده است.
  2. گل‌های باغ در هوای بهاری تابنده و زیبا به نظر می‌رسند.
  3. او با چشمان تابنده‌اش، امید و زندگی را به اطرافش می‌بخشد.
  4. در شب‌های تاریک، ستاره‌های تابنده در آسمان به چشم می‌آیند و زیبایی خاصی دارند.

امیدوارم این جملات کمک‌کننده باشند!


واژگان مرتبط: فسفری، فسفردار، متلالی، در تابش، شبیه فسفر، شب تاب، درخشان، تافتن

500 کاراکتر باقی مانده

جعبه لام تا کام


وب سایت لام تا کام جهت نمایش استاندارد و کاربردی در تمامی نمایشگر ها بهینه شده است.

تبلیغات توضیحی


عرشیان از کجا شروع کنم ؟
تغییر و تحول با استاد سید محمد عرشیانفر

تبلیغات تصویری