تابنده
licenseمعنی کلمه تابنده
معنی واژه تابنده
tābande
phosphorous
|
تابنده
مترادف:
1- تابان، درخشان، درخشنده، رخشان، مشعشع
2- حرارتزا، گرمابخش
3- ريسنده، نختاب، نخريس
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب:
(صفت)
مختصات:
(بَ دِ) (ص فا.)
الگوی تکیه:
WWS
نقش دستوری:
صفت
آواشناسی:
tAbande
منبع:
فرهنگ فارسی عمید
معادل ابجد:
462
شمارگان هجا:
3
دیگر زبان ها
انگلیسی
phosphorous | aglitter , phosphoric , phosphorescent , radiant
ترکی
işıltılı
فرانسوی
radiant
آلمانی
strahlend
اسپانیایی
radiante
ایتالیایی
radiante
عربی
فوسفوري | الفوسفور
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)
کلمه "تابنده" از نظر نگارشی و قواعد زبان فارسی به تحلیل زیر میتواند تقسیم شود:
-
ریشه و ساختار:
- "تابنده" از ریشه "تابیدن" به معنای درخشش یا نور افشانی گرفته شده است. پسوند "-نده" به فعل "تابیدن" اضافه شده است تا صفتی بسازد.
-
نوع کلمه:
- "تابنده" یک صفت فعلی است که به معنای "در حال تابیدن" یا "آنکه تابیده میشود" است. این نوع صفتها معمولاً به وضعیت یا ویژگی خاصی اشاره دارند.
-
نحوه استفاده:
- این کلمه میتواند به تنهایی یا در ترکیب با اسمها به کار رود. به عنوان مثال: "نور تابنده"، "ستاره تابنده".
-
رعایت قواعد نگارشی:
- کلمه "تابنده" باید در زمینهای مناسب و با توجه به بافت جملات استفاده شود. همچنین، در صورتی که در متن به آن ارجاع داده میشود، باید به لحاظ دستور زبانی و معنایی با متن هماهنگ باشد.
- نکات اضافی:
- توجه به کاربرد استعاری و شاعرانه این کلمه در ادبیات فارسی، که ممکن است در برخی متون به معنای امید، زندگی، یا زیبایی اشاره کند.
در مجموع، "تابنده" کلمهای است که با توجه به بافت و معنا میتواند معانی مختلفی به خود بگیرد و استفاده درست از آن نیازمند تسلط بر قواعد نگارشی و درک صحیح از معانی واژگان است.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
البته! در اینجا چند مثال برای کلمه “تابنده” آورده شده است:
- نور خورشید تابنده به زمین، محیط را روشن و گرم کرده است.
- گلهای باغ در هوای بهاری تابنده و زیبا به نظر میرسند.
- او با چشمان تابندهاش، امید و زندگی را به اطرافش میبخشد.
- در شبهای تاریک، ستارههای تابنده در آسمان به چشم میآیند و زیبایی خاصی دارند.
امیدوارم این جملات کمککننده باشند!
