شما در نسخه قدیمی لام‌تا‌کام هستید نسخه جدید
جستجو در بخش : سوال جواب منابع اسلامی لغت نامه ها قوانین و مصوبات نقل قل ها
×

فرم ورود

ورود با گوگل ورود با گوگل ورود با تلگرام ورود با تلگرام
رمز عبور را فراموش کرده ام عضو نیستم، می خواهم عضو شوم
×

×

آدرس بخش انتخاب شده


جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
در حال بارگذاری
×

رویداد ها - امتیازات

برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.

×
×
از نسخه‌ی هوش مصنوعی لام تا کام دیدن فرمایید؛ دنیای جدیدی منتظر شماست! لام تا کام هوشمند

tapidan
beat  |

تپیدن

معنی: ۱. لرزیدن.
۲. زدن نبض و قلب.
۳. [قدیمی، مجاز] بی‌آرام شدن؛ بی‌قراری کردن.
462 | 0
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب: (مصدر لازم) [عامیانه]
مختصات: (تَ دَ) (مص ل .)
آواشناسی:
منبع: فرهنگ فارسی عمید
معادل ابجد: 466
شمارگان هجا:
دیگر زبان ها
انگلیسی
beat | throb , palpitate , pulse , skip , pulsate , throbbing
ترکی
zonklayan
فرانسوی
battement
آلمانی
pochend
اسپانیایی
palpitante
ایتالیایی
palpitante
عربی
فاز | تغلب , تفوق , قهر , حزمة , دعامة , لمع , مشرق , قرع طبلا , دماغ , رأس , فول , قبعة , طرق المعادن , فني , حيز , أرهق , تشابه , خفقة , طرقة , سبق صحفي , يهزم
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)

کلمه "تپیدن" در زبان فارسی به معنای ضربه زدن یا به تپش آمدن، به ویژه در مورد قلب، است. با توجه به کاربردهای گوناگون این کلمه، قواعد و نکات نگارشی زیر می‌توانند مفید باشند:

  1. استفاده از زمان‌های مختلف: مانند دیگر افعال، "تپیدن" را می‌توان در زمان‌های مختلفی مانند حال، گذشته و آینده به کار برد.

    • مثال: "قلبش در تپش بود." (حال)
    • "قلبش تپید." (گذشته)
    • "قلبش خواهد تپید." (آینده)
  2. فعل لازم و transitive: "تپیدن" یک فعل لازم است و به خودی خود نیازی به مفعول ندارد، اما می‌تواند با قیدها یا صفات توصیفی همراه باشد.

    • مثال: "قلبش سریع تپید."
  3. استفاده در مجاز و تشبیه: این کلمه می‌تواند در متن‌های ادبی و مجازی نیز به کار رود.

    • مثال: "دلش همچون پرنده‌ای که در قفس تپید، به تنگنا افتاده بود."
  4. قیدهای توصیفی: برای توصیف شدت یا نوع تپش، می‌توان از قیدها استفاده کرد.

    • مثال: "قلبش آرام تپید" یا "قلبش با شدت تپید."
  5. نکات نگارشی:
    • در نگارش باید دقت کرد که فعل "تپیدن" به درستی صرف شود و از نادرستی‌های دستوری پرهیز شود.
    • همچنین، کلمه "تپید" به عنوان شکل ماضی آن باید به درستی استفاده شود و به قواعد همنشینی جمله توجه گردد.

برای مثال: "قلبش به شدت تپید و در صدای سکوت شب گم شد."

این نکات می‌تواند به درک و استفاده صحیح از کلمه "تپیدن" در متون مختلف کمک کند.

مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
  1. قلبم از شدت هیجان به تپیدن افتاده بود وقتی او وارد اتاق شد.
  2. صدای تپیدن باران بر روی سقف، حس آرامش خاصی به من می‌دهد.
  3. در این شب تاریک، تپیدن صدای قلبم تنها نشانه‌ی زنده بودنم بود.

واژگان مرتبط: زدن، کتک زدن، کوبیدن، چوب زدن، شلاق زدن، لرزیدن، تپش داشتن، تپش کردن، تند زدن، جهند زدن، جست و خیز کردن، پریدن، جست زدن، ورجه ورجه کردن، از قلم اندازی، تکان دادن، جهند کردن، بضربان افتادن

500 کاراکتر باقی مانده

جعبه لام تا کام


وب سایت لام تا کام جهت نمایش استاندارد و کاربردی در تمامی نمایشگر ها بهینه شده است.

تبلیغات توضیحی


عرشیان از کجا شروع کنم ؟
تغییر و تحول با استاد سید محمد عرشیانفر

تبلیغات تصویری