چمیدن
licenseمعنی کلمه چمیدن
معنی واژه چمیدن
čamidan
strut
|
چمیدن
مترادف:
1- خراميدن، نازان راهرفتن، با ناز راهرفتن، نازيدن
2- پيچوتابخوردن
3- تاخت آوردن، جولان دادن، تاختن
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب:
(مصدر لازم) [پهلوی: čamitan] [قدیمی]
مختصات:
(چَ دَ) (مص ل .)
آواشناسی:
منبع:
فرهنگ فارسی عمید
معادل ابجد:
107
شمارگان هجا:
دیگر زبان ها
انگلیسی
strut | to kiss
ترکی
öpmek
فرانسوی
embrasser
آلمانی
küssen
اسپانیایی
besar
ایتالیایی
baciare
عربی
تبختر | دعامة , اختيال , غطرسة , سناد , داعم , ركيزة , تغطرس , تعجرف , اختال , انتفخ , عرض ملابسه بإختيال
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)
کلمه "چمیدن" به معنای خم شدن یا تغییر حالت در زبان فارسی استفاده میشود. این کلمه از نظر نگارشی و قواعد زبان فارسی به نکات زیر توجه نیاز دارد:
-
نحوه نگارش: کلمه "چمیدن" باید به صورت صحیح و با رعایت اعرابگذاری نوشته شود، اگرچه در متون غیررسمی معمولاً اعرابگذاری انجام نمیشود.
-
صرف فعل: "چمیدن" یک فعل است و در زمانها و اشخاص مختلف صرف میشود. مثال:
- من میچمیدم (گذشته استمراری)
- تو چمیدی (گذشته ساده)
- آنها میچمند (حال)
-
کاربرد: این کلمه معمولاً در متون ادبی و گفتاری به کار میرود و میتواند به توصیف حالتهای مختلف مانند خستگی، ناتوانی یا انحنای بدن اشاره داشته باشد.
-
قواعد نگارشی: در نوشتار، باید دقت شود که جملات با استفاده از علائم نگارشی مانند نقطه، ویرگول و دیگر نشانهها به خوبی تفکیک شوند تا مفهوم جمله به درستی منتقل شود.
- استفاده در متن: برای استفاده مؤثر از این کلمه در جملات، توجه به مفهوم کلی جمله و ارتباط آن با "چمیدن" اهمیت دارد. به عنوان مثال:
- "بعد از یک روز طولانی، او به سختی چمید و روی زمین نشست."
با رعایت این نکات میتوان از کلمه "چمیدن" به درستی و به طور مؤثر در نوشتار فارسی استفاده کرد.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
- وقتی بچهها در حیاط بازی میکنند، گاهی چمیدن بر روی چمنها برایشان لذتبخش است.
- هنگام چمیدن در کنار درختان، احساس آرامش و نزدیکی به طبیعت به من دست میدهد.
- چمیدن هنگام رصد ستارهها، تجربهای فراموشنشدنی را برای دوستداران نجوم به ارمغان میآورد.
