جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
×
رویداد ها - امتیازات
برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.
معنی: ۱. پایۀ سنگی یا آجری یا سیمانی که در زیر بنا ساخته شود؛ پایهای که از آهن و سیمان در زیر ساختمان برپا کنند. ۲. (نظامی) دستهای از سربازان که پشت سر هم در یک خط حرکت کنند. ۳. دیرک خیمه. ۴. نوشتهای که بهصورت عمودی، و موازی نوشتۀ دیگر قرار میگیرد. ۵. چوب کلفت و بلند که آن را عمودی در زیر سقف بهجای جرز و پایه کار بگذارند. ۶. بخشی از اتومبیل که بین در جلو و در عقب است. ۷. [مجاز] پشتیبان؛ تکیهگاه. 〈 ستون پنجم: [مجاز] گروهی که در داخل کشوری به طور پنهانی به نفع کشور دیگر کار کنند و زمینۀ پیروزی او را فراهم سازند. 〈 ستون فقرات: (زیستشناسی) ستونی مرکب از ۳۳ قطعه استخوان به نام مهره یا فقره که به طور عمودی بر روی هم قرار گرفته و در پشت انسان از زیر گردن تا پایین کمر جا دارد و در میان آن سوراخی است موسوم به مجرای فقراتی که نخاع یعنی دنبالۀ دماغ در آن قرار گرفته و در دو طرف دارای دو سوراخ کوچکتر است که اعصاب نخاعی و شرائین در آن جا دارند. ستون مهرهها؛ تیرۀ پشت. 1- تيرك، استوانه، ركن، عماد، عمود، قايمه، جرز
2- گروه، دسته، صف، رديف (نظامي) column, pillar, pile, pole, shaft, jamb, pier, slip kolon colonne spalte columna colonna پایه، رکن، ارکان، توده، کپه، کومه، مقدار زیاد، قطب، دیرک، دسته بلند چیزی، تیر چراغ برق، خاده، محور، میل، میله، چاه، تیر عمودی چارچوپ، تیر بیرون امده، زره ساق پا، چهار چوپ در و هر چیز دیگری، چهار چوپ درب و هر چیز دیگری، اسکله، پایه پل، موج شکن، پرت، لغزش، اشتباه، خطا، روکش، سهو
کلمه "ستون" در زبان فارسی به عنوان یک اسم ساده و مصداقی از اشیاء و مفاهیم مختلف بهکار میرود. در ادامه به چند نکته درباره قواعد نوشتاری و کاربرد این کلمه اشاره میکنم:
نوشتن: کلمه "ستون" باید بهصورت صحیح و با رعایت قواعد املایی نوشته شود. این کلمه بهصورت همزه و بدون هیچگونه تغییر در شکل نوشتاری به کار میرود.
تطابق با جنس: "ستون" بهعنوان اسم مذکر در فارسی شناخته میشود، بنابراین در صورت استفاده از صفت یا قیدهای مربوط به آن، باید با این جنسیت تطابق داشته باشند.
قید زمان و مکانی: در جملاتی که از "ستون" استفاده میشود و نیاز به توضیحات بیشتر دارند، میتوان زمان و مکان را بهوضوح بیان کرد. مثلاً: "ستونهای این بنا از سنگ ساخته شدهاند."
ترکیبها: "ستون" میتواند با کلمات دیگر ترکیب شود و به معانی جدیدی دست یابد. بهعنوان مثال: "ستون فقرات"، "ستون نگهبانی"، "ستون خبری".
استفاده از علائم نگارشی: در متونی که کلمه "ستون" در آنها به کار رفته است، باید از علائم نگارشی مناسب استفاده شود تا جملات مفهوم را به طور روشن منتقل کنند.
بهطور کلی، کلمه "ستون" در زبان فارسی دارای کاربردهای مختلف و قابل تنظیم در جملات است و رعایت قواعد نگارشی و املایی در نوشتار به فهم بهتر متن کمک میکند.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
البته! در اینجا چند مثال برای کلمه "ستون" در جمله آوردهام:
در طراحی این ساختمان، از ستونهای بزرگ و محکم استفاده شده است.
او مقالهای دربارهٔ معماری کلاسیک نوشت که در آن به جزئیات ستونها اشاره کرده بود.
ستونهای باغ به زیبایی با گلهای رنگارنگ تزئین شدهاند.
در آمار مربوط به جمعیت، میتوانیم ستونهای مختلفی را برای دستهبندی اطلاعات ببینیم.
معمار برای ایجاد فضای بیشتر، تصمیم به حذف یک ستون غیرضروری گرفت.
اگر نیاز به مثالهای بیشتری دارید، خوشحال میشوم که کمک کنم!
فرهنگ فارسی عمید
واژگان مرتبط: پایه، رکن، ارکان، توده، کپه، کومه، مقدار زیاد، قطب، دیرک، دسته بلند چیزی، تیر چراغ برق، خاده، محور، میل، میله، چاه، تیر عمودی چارچوپ، تیر بیرون امده، زره ساق پا، چهار چوپ در و هر چیز دیگری، چهار چوپ درب و هر چیز دیگری، اسکله، پایه پل، موج شکن، پرت، لغزش، اشتباه، خطا، روکش، سهو
لام تا کام نسخه صفحه کلید نیز راه اندازی شده است. شما با استفاده از کلیدهای موجود بر روی صفحه کلید دستگاهتان می توانید با وب سایت ارتباط برقرار کنید. لیست کلید های میانبر