طعن
licenseمعنی کلمه طعن
معنی واژه طعن
ta'n
invective
|
طعن
مترادف:
1- زخم زبان، سرزنش، طعنه، عيب جويي، كنايه، گوشه، ملامت
2- عيب گفتن، سرزنش كردن، كنايه زدن
3- نيزه زدن
4- نيز هزني
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب:
(اسم مصدر) [عربی]
مختصات:
(طَ) [ ع . ] (مص م .)
الگوی تکیه:
S
نقش دستوری:
اسم
آواشناسی:
ta'n
منبع:
فرهنگ فارسی عمید
معادل ابجد:
129
شمارگان هجا:
1
دیگر زبان ها
انگلیسی
invective | taunt
ترکی
alay
فرانسوی
raillerie
آلمانی
spott
اسپانیایی
pulla
ایتالیایی
provocazione
عربی
قدح | ذم , طعن قذف , ذمي , قدحي , طعني
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)
کلمه "طعن" در زبان فارسی به معنای انتقاد و کنایه زدن است و به صورت عمومی در متون ادبی و محاورهای به کار میرود. در ادامه، به برخی از قواعد و نکات نگارشی و دستوری مرتبط با این کلمه اشاره میکنم:
-
نوشتار و شکل کلمه:
- کلمه "طعن" به صورت صحیح نوشته میشود و در هنگام نوشتن باید از املای صحیح آن اطمینان حاصل کرد.
-
نوع کلمه:
- "طعن" نام، اسم، و در زبان ادبی و ادبیات معانی مختلفی را میتواند شامل شود. لذا میتوان آن را در جملات مختلف به کار برد.
-
قید و ارتباط با جمله:
- معمولاً کلمه طعن به عنوان اسم در جملات قرار میگیرد و میتواند همراه با صفات یا قیدها به کار رود. به عنوان مثال: «طعن آهنگین او دلنشین بود.»
-
نکات نگارشی:
- در نگارش متون رسمی یا ادبی، باید به تلفیق و ترکیب کلمه طعن با سایر واژهها توجه کرد. مثلاً: "طعنهای تند" یا "طعن عمیق" .
- استفاده در جملات:
- میتوان از کلمه طعن در جملات به صورتهای مختلف استفاده کرد:
- "او به خاطر طعنهایش مورد نقد عمومی قرار گرفت."
- "طعنهای او بر دیگران تأثیر زیادی گذاشت."
- میتوان از کلمه طعن در جملات به صورتهای مختلف استفاده کرد:
توجه به این نکات میتواند به بهبود نوشتهها و استفاده صحیح از کلمه "طعن" کمک کند.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
- در جلسهی دیروز، او به شدت به نظر رقیبش طعن وارد کرد و اعتبار او را زیر سوال برد.
- طعنهای مکرر دوستانش باعث شد که او احساس تنهایی و ناامیدی کند.
- در ادبیات کلاسیک، طعن به عنوان یک ابزار برای نقد اجتماعی و سیاسی استفاده میشود.
