شما در نسخه قدیمی لام‌تا‌کام هستید نسخه جدید
جستجو در بخش : سوال جواب منابع اسلامی لغت نامه ها قوانین و مصوبات نقل قل ها
×

فرم ورود

ورود با گوگل ورود با گوگل ورود با تلگرام ورود با تلگرام
رمز عبور را فراموش کرده ام عضو نیستم، می خواهم عضو شوم
×

×

آدرس بخش انتخاب شده


جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
در حال بارگذاری
×

رویداد ها - امتیازات

برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.

×
×
از نسخه‌ی هوش مصنوعی لام تا کام دیدن فرمایید؛ دنیای جدیدی منتظر شماست! لام تا کام هوشمند

farifte
seduce  |

فریفته

معنی: ۱. فریب‌خورده؛ گول‌خورده.
۲. [مجاز] شیفته.
887 | 0
مترادف: 1- دلباخته، شوريده، شيدا، شيفته، غاوي، مجذوب، مفتون، وامق 2- فريب خورده، گول خورده
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب: (صفت)
مختصات: (فِ یا فَ تِ) (ص مف .)
الگوی تکیه: WWS
نقش دستوری: صفت
آواشناسی: farifte
منبع: فرهنگ فارسی عمید
معادل ابجد: 775
شمارگان هجا: 3
دیگر زبان ها
انگلیسی
seduce | entice , deceive , skunk , decoy , euchre , lure , tempt , cheat , mesmerize , captivate , charm , hustle , bewitch , fob , delude , diddle , enchant , fudge , inveigle , jilt , wile , seduced
ترکی
baştan çıkarılmış
فرانسوی
séduit
آلمانی
verführt
اسپانیایی
seducido
ایتالیایی
sedotto
عربی
فتن | غوى , أغرى , ضل , إغواء
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)

کلمه "فریفته" به معنای کسی است که تحت تأثیر جذابیت یا فریبندگی چیزی یا کسی قرار گرفته است. در بررسی قواعد فارسی و نگارشی این کلمه، به نکات زیر می‌توان توجه کرد:

  1. نوع کلمه: "فریفته" یک اسم مفعول است و از فعل "فریفتن" derivation شده است. به معنای آن توجه کنید که چه ویژگی‌ها و حالاتی را توصیف می‌کند.

  2. جنس و عدد: "فریفته" به صورت مذکر و نامعین است. در استفاده‌های مختلف، در صورتی که نیاز به اشاره به مؤنث باشد، می‌توان از "فریفته‌ٔ زن" یا "فریفته‌ٔ دختر" استفاده کرد.

  3. نقش در جمله: این کلمه معمولاً می‌تواند به عنوان اسم مفعول در جملات عمل کند. مثلاً: "او فریفتهٔ زیبایی او شد."

  4. قواعد نگارشی: در استفاده از "فریفته"، باید به حروف و نشانه‌های نگارشی توجه کنید. اگر جمله به توصیف حالتی از افراد نیاز داشته باشد، ممکن است لازم باشد از قیدها، صفت‌ها و یا جملات توصیفی استفاده کنید.

  5. هم‌نشینی: "فریفته" معمولاً با افعالی مانند "شدن"، "گردیدن" و "بوده‌ام" هم‌نشینی دارد. مثلاً: "او فریفتهٔ زیبایی او شد."

در مجموع، "فریفته" به عنوان یک کلمه توصیفی با بار معنایی خاص، باید در جملات به دقت و با توجه به زمینه کارایی آن به کار رود.

مثال برای واژه (هوش مصنوعی)

۱. شخصیت مرموز او همه را فریفته و جذب خودش کرد. ۲. زیبایی طبیعی آن مکان، هر بازدید کننده‌ای را فریفته و مجذوب خود می‌سازد. ۳. او با حرف‌های شیرین و وعده‌های رنگارنگ، دوستانش را فریفته کرد.


واژگان مرتبط: از راه بدر کردن، اغوا کردن، گمراه کردن، مفتون کردن، فریفتن، جلب کردن، بدام کشیدن، گول زدن، فریب دادن، اغفال کردن، پا زدن، مغبون کردن، شکست دادن، بدام انداختن، بوسیله تطمیع بدام انداختن، بطمع طعمه یا سودی گرفتار کردن، دچار وسوسه کردن، خدعه کردن، جر زدن، هیپنوتیزم شدن، هیپنوتیزم کردن، اسیر کردن، افسون کردن، مسحور کردن، فشار دادن، هل دادن، بزور وادار کردن، تکان دادن، بجیب ریختن، طلسم کردن، بدام عشق انداختن، جادو کردن، مسحور شدن، پنهان شدن، سرهم بندی کردن، اهسته حرکت کردن، از راه بدر بردن، سرگرم کردن، گمراه کردن و بردن، ناگهان معشوق را رها کردن، بطمع انداختن

500 کاراکتر باقی مانده

جعبه لام تا کام


وب سایت لام تا کام جهت نمایش استاندارد و کاربردی در تمامی نمایشگر ها بهینه شده است.

تبلیغات توضیحی


عرشیان از کجا شروع کنم ؟
تغییر و تحول با استاد سید محمد عرشیانفر

تبلیغات تصویری