محتوم
licenseمعنی کلمه محتوم
معنی واژه محتوم
mahtum
inevitable
|
محتوم
مترادف:
1- حتمي، مسجل، مقدر، ناگزير، نبشته
متضاد:
نامحتوم
1- واجب، لازم
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب:
(صفت) [عربی] [قدیمی]
مختصات:
(مَ) [ ع . ] (اِمف .)
آواشناسی:
منبع:
فرهنگ فارسی عمید
معادل ابجد:
494
شمارگان هجا:
دیگر زبان ها
انگلیسی
inevitable
عربی
لا مفر منه | محتوم , متعذر إجتنابه , حتمي
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)
کلمه "محتوم" در زبان فارسی به معنای "محسوم" یا "فرجامساز" استفاده میشود و به وقایع یا سرنوشتهایی اشاره دارد که不可 اجتناباند. به هنگام استفاده از این کلمه و نیز در نگارش فارسی، رعایت برخی قواعد نگارشی ضروری است:
-
نقطهگذاری: در جملاتی که از "محتوم" استفاده میشود، باید نقطهگذاری صحیحی به کار رود. به عنوان مثال:
- "سرنوشت او محتوم بود."
-
ترکیب با صفات: میتوان این کلمه را با صفات و قیدهای مختلف ترکیب کرد. مثلاً:
- "حوادث محتوم"، "سختیهای محتوم"، "سرنوشت محتوم".
-
قید زمان: میتوان این کلمه را با قیدهای زمان به کار برد. مثلاً:
- "در آیندهای نزدیک، سرنوشت او محتوم خواهد بود."
-
استفاده در جملات شرطی: جملات شرطی نیز میتوانند شامل "محتوم" باشند. مثلاً:
- "اگر تلاش نکند، سرنوشتش محتوم است."
- معانی و مترادفها: میتوان به معانی و مترادفهای این کلمه نیز توجه کرد و در متون ادبی و علمی از آنها بهره برد.
بهطور کلی، از "محتوم" میتوان در زمینههای مختلف و در بافتهای متفاوت استفاده کرد، اما باید توجه داشت که معانی و لحن جملات با هم همخوانی داشته باشد.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
- سرنوشت برخی افراد به گونهای محتوم رقم میخورد که انگار هیچ راه فراری از آن نیست.
- او به این باور رسید که تغییرات آب و هوایی نتیجهای محتوم است و نیازمند اقدامات فوری است.
- در نهایت، نتیجه این رقابت به شکل محتوم به نفع تیمی رقم خواهد خورد که بهترین عملکرد را داشته باشد.
