محدوده
licenseمعنی کلمه محدوده
معنی واژه محدوده
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب:
(اسم) [عربی: محدودَة]
مختصات:
آواشناسی:
منبع:
فرهنگ فارسی عمید
معادل ابجد:
67
شمارگان هجا:
دیگر زبان ها
انگلیسی
range | span , confine , limited area
عربی
نطاق | مدى , مجال , مسافة , سلسلة جبال , دائرة , نسق , تسلسل , سطر , تغير , صف , مجال الرمي , تطواف , سلم أنغام , اتجاه , انتظام , امتد , جاب , طاف , جاب البحار , رعى الماشية , صوب , إتخذ مكانا , رتب , تراصف , ترصن , انضم , تسكع , جول , خضع بلد للقانون , يتراوح
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)
کلمه "محدوده" در زبان فارسی به معنای دامنه، قلمرو یا منطقهای خاص است. در استفاده از این کلمه و قواعد نگارش مرتبط با آن، نکات زیر حائز اهمیت هستند:
-
استفاده در جمله:
- "محدوده" میتواند به عنوان اسم استفاده شود. مثلاً: "محدوده این منطقه شامل چند روستا است."
-
حروف اضافه:
- "محدوده" معمولاً با حروف اضافهای چون "در"، "از" و "بین" به کار میرود.
- مثال: "در محدوده این طرح، ما به بررسی مسائل اقتصادی میپردازیم."
-
جمع و مفرد:
- "محدوده" به صورت مفرد مورد استفاده قرار میگیرد، اما میتوان از "محدودهها" به عنوان جمع استفاده کرد.
- مثال: "این محدودهها نیاز به حفاظت دارند."
-
ترکیبها:
- "محدوده" میتواند در ترکیب با کلمات دیگر به کار رود و به عناوینی مانند "محدوده جغرافیایی" یا "محدوده زمانی" اشاره کند.
- مثال: "تحقیقات ما در محدوده زمانی مشخصی انجام شده است."
-
نوشتار صحیح:
- کلمه "محدوده" باید بهدرستی و بدون اشتباهات املایی نوشته شود.
- معادلها و هممعنیها:
- هممعنیهایی مانند "قلمرو" یا "دامنه" نیز میتوانند به کار روند، اما بسته به زمینه ممکن است هر کدام بار معنایی ویژهای داشته باشند.
با رعایت این نکات میتوانید از کلمه "محدوده" بهدرستی و در مواقع مناسب استفاده کنید.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
- برای سفر به این منطقه، باید محدوده زمانی و بودجه خود را مشخص کنید.
- طراحی این ساختمان به گونهای است که تمامی استانداردهای ایمنی در محدوده مجاز رعایت شده است.
- محدوده قانونگذاری جدید به بررسی و تعیین حقوق شهروندان در زمینههای مختلف کمک میکند.
