مزه
licenseمعنی کلمه مزه
معنی واژه مزه
maz[z]e
taste
|
مزه
مترادف:
1- طعم
2- چاشني
3- لذت
4- ذائقه
5- لوس
6- گزك، نقل
7- لطيفه، شوخي، جوك
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب:
(اسم) [پهلوی: mazak]
مختصات:
(عا.)
الگوی تکیه:
WS
نقش دستوری:
اسم
آواشناسی:
maze
منبع:
فرهنگ فارسی عمید
معادل ابجد:
52
شمارگان هجا:
2
دیگر زبان ها
انگلیسی
taste | flavor , zest , savor , gusto , relish , sapor , sapour , smack , flavour , savour , the taste
ترکی
tatmak
فرانسوی
goût
آلمانی
schmecken
اسپانیایی
gusto
ایتالیایی
gusto
عربی
طعم | ذوق , نكهة , حاسة الذوق , تصبيرة , مقدار قليل يذاق , تذوق , ذاق
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)
کلمه "مزه" در زبان فارسی به معنای طعم و احساس مزه در دهان است. در نوشتار و گفتار فارسی، قواعدی برای استفاده صحیح از این کلمه وجود دارد:
-
نگارش صحیح: کلمه "مزه" به صورت "مزه" نوشته میشود و نباید به صورتهای دیگر (مانند "مزّه") نوشته شود.
-
جمع کلمه: جمع این کلمه "مزّهها" است. برای جمع بستن این کلمه، از "ها" به عنوان پسوند جمع استفاده میشود.
-
کاربرد در جملات: کلمه "مزه" میتواند به عنوان اسم در جملات مختلف مورد استفاده قرار گیرد. برای مثال:
- "این غذا مزه بسیار خوبی دارد."
- "مزه تنقلات بسیار متنوع است."
-
قیدهای توصیفی: میتوان از قیدهای توصیفی برای توصیف مزه استفاده کرد. مانند:
- "مزه شیرین"، "مزه تلخ"، "مزه تند"، "مزه شور" و غیره.
-
حالت ندا: اگر بخواهید از "مزه" در حالت ندا استفاده کنید، به صورت "ای مزه!" نوشته میشود.
- حساسیت به گویشها: در برخی گویشها واژه "مزه" ممکن است به شکلهای مختلفی تلفظ شود، اما در نوشتار رسمی باید به شکل استاندارد نوشته شود.
با رعایت این نکات، میتوان از کلمه "مزه" به طور صحیح و مؤثر در نوشتهها و مکالمات استفاده کرد.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
- مزهی این کیک بسیار دلپذیر و شیرین است و همه را مجذوب خود کرده است.
- وقتی اولین قاشق از سوپ داغ را خوردم، مزهی آن یادآور خانهی مادربزرگم بود.
- بعضی از میوهها در فصل خاصی از سال مزهی بهتری دارند و از خوردن آنها لذت بیشتری میبریم.
