ناتوان
licenseمعنی کلمه ناتوان
معنی واژه ناتوان
nātavān
unable
|
ناتوان
مترادف:
1- بي حال، بي زور، درمانده، رنجور، زبون، سست، ضعيف، عاجز، عليل، كم زور، مريض، نحيف، نزار
2- عنين
3- فرسوده، قاصر، كاهل، كم جثه
متضاد:
توانمند
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب:
(صفت)
مختصات:
(تَ) (ص .)
الگوی تکیه:
WWS
نقش دستوری:
صفت
آواشناسی:
nAtavAn
منبع:
فرهنگ فارسی عمید
معادل ابجد:
508
شمارگان هجا:
3
دیگر زبان ها
انگلیسی
unable | incapable , weak , impotent , feeble , infirm , sickly , invalid , asthenic , disabled
ترکی
engelli
فرانسوی
désactivé
آلمانی
deaktiviert
اسپانیایی
desactivado
ایتالیایی
disabilitato
عربی
غير قادر | عاجز
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)
کلمه "ناتوان" به معنای عدم توانایی یا ناتوانی در انجام کاری است. برای استفاده صحیح از این کلمه در زبان فارسی و رعایت قواعد نگارشی، به نکات زیر توجه کنید:
-
نقش کلمه: "ناتوان" میتواند به عنوان صفت برای توصیف شخص یا چیزی به کار رود. مانند: "او فردی ناتوان است."
-
تطابق با فاعل: صفت "ناتوان" باید با فاعل از نظر جنس و عدد همخوانی داشته باشد.
- مثال: "او ناتوان است." (مرد) یا "او ناتوان است." (زن)
-
به کارگیری در جملات: میتوانید این کلمه را در جملات به اشکال مختلف به کار ببرید. مثلاً:
- او در انجام این کار ناتوان بود.
- ناتوانی او در ورزش محسوس بود.
-
مترادفها: برای تنوع در نوشتار، میتوانید از مترادفهای "ناتوان" استفاده کنید. مانند: ناتوان، ناتوانی، ضعف، ناتوانگی.
- قواعد نگارشی: در نگارش جملات، نکات زیر را رعایت کنید:
- استفاده از نقطهگذاری صحیح.
- توجه به ترتیب کلمات و ساختار جملات.
- مطمئن شدن از عدم تکرار بیمورد کلمات و استفاده از واژههای متنوع.
با توجه به این نکات میتوانید از کلمه "ناتوان" به درستی در نوشتار و گفتار خود استفاده کنید.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
- او به خاطر بیماری ناتوان شده بود و مجبور به استفاده از ویلچر شد.
- ناتوانی در برقراری ارتباط باعث شد که او از اجتماع دور بماند.
- حتی با وجود ناتوانیهای جسمی، او همیشه روحیهای قوی و مثبت داشت.
