نظاره
licenseمعنی کلمه نظاره
معنی واژه نظاره
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب:
(اسم) [عربی: نِظّارَة]
مختصات:
(نِ رِ) [ ع . نظارة ]
الگوی تکیه:
WWS
نقش دستوری:
اسم
آواشناسی:
nezAre
منبع:
فرهنگ فارسی عمید
معادل ابجد:
1156
شمارگان هجا:
3
دیگر زبان ها
انگلیسی
watching
ترکی
seyretme
فرانسوی
en train de regarder
آلمانی
aufpassen
اسپانیایی
mirando
ایتالیایی
guardando
عربی
مراقبة
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)
کلمه "نظاره" در زبان فارسی به معنای دیدن و مشاهده کردن است و به طور معمول به عنوان یک فعل و یا اسم به کار میرود. در اینجا به برخی از قواعد نگارشی و دستوری مرتبط با این کلمه اشاره میکنم:
-
جنس کلمه: "نظاره" یک کلمه مؤنث است. بنابراین، در جملات باید به جنسیت آن توجه کرد.
-
صرف فعل: اگر از "نظاره" به عنوان فعل استفاده میشود، باید شکلهای مختلف آن را درست تصریف کنیم. مثلاً:
- من نظاره میکنم
- تو نظاره میکنی
- او نظاره میکند
-
ترکیبها: "نظاره" میتواند در ترکیبهای مختلف به کار برود، مانند "نظارهگر" (کسی که نظاره میکند) یا "نظارهگری" (عمل نظاره کردن).
-
نکات نگارشی:
- در نوشتار رسمی، از درج علامتها و نشانههای نگارشی بهدرستی استفاده کنید. برای مثال، در جملات پیچیده از ویرگول و نقطه بهطور مناسب استفاده کنید.
- هنگام استفاده از این کلمه در متون، به سلیقه نویسنده و لحن نوشتار توجه شود، زیرا "نظاره" میتواند در متون ادبی و شعر به صورت زیباتری به کار رود.
- معادلها: معادلهای فارسی و عربی "نظاره" در متون مختلف ممکن است به کار بروند، که، برای مثال، میتوان به "دیدن"، "مشاهده" و "نگاه" اشاره کرد.
در کل، برای نگارش صحیح و مؤثر با کلمه "نظاره"، رعایت قواعد دستوری و نگارشی مهم است.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
- در پارک نشسته بودم و به آرامی غروب آفتاب را نظاره میکردم.
- او با دقت به تصویر زیبای تابلو نقاشی نظاره کرد و جزئیات آن را بررسی کرد.
- در کوهستان، وقتی قلهها را نظاره میکردیم، احساس آرامش عمیقی به ما دست داد.
