نوازنده
licenseمعنی کلمه نوازنده
معنی واژه نوازنده
navāzande
player
|
نوازنده
مترادف:
خنياگر، رامشگر، ساززن، مطرب، مغنيه، موسيقي نواز، موسيقيدان
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب:
(اسم، صفت فاعلی)
مختصات:
(نَ زَ دِ) (ص فا.)
الگوی تکیه:
WWWS
نقش دستوری:
صفت
آواشناسی:
navAzande
منبع:
فرهنگ فارسی عمید
معادل ابجد:
123
شمارگان هجا:
4
دیگر زبان ها
انگلیسی
player | musician , instrumentalist , executant , the musician
ترکی
müzisyen
فرانسوی
le musicien
آلمانی
der musiker
اسپانیایی
el músico
ایتالیایی
il musicista
عربی
عازف | ممثل , بيانو يعزف مكنيكيا , لاعب
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)
کلمه "نوازنده" یک اسم است که به فردی اطلاق میشود که سازی مینوازد. در زبان فارسی، قواعد و نکات نگارشی مرتبط با این کلمه و دیگر نامها به شرح زیر است:
-
جنس و عدد: "نوازنده" به صورت مذکر و مؤنث به کار میرود، اما به طور کلی به صورت مذکر شناخته میشود. برای مؤنث میتوان از "نوازنده زن" استفاده کرد.
-
جمع: جمع کلمه "نوازنده" به صورت "نوازندگان" است.
-
نقش در جمله: "نوازنده" میتواند به عنوان فاعل، مفعول یا سایر اجزای جمله به کار رود. به عنوان مثال:
- فاعل: نوازندهای در کنسرت به نوازندگی مشغول بود.
- مفعول: من نوازندهای را شناختهام که بسیار ماهر است.
-
حروف اضافه: این کلمه معمولاً با حروف اضافه به شکل زیر به کار میرود:
- "با": نوازنده با سازش به اجرای موسیقی پرداخت.
- "از": نوازنده از تکنیکهای جدید استفاده کرد.
-
قواعد املایی: "نوازنده" باید با حروف صحیح و بدون اشتباه املایی نوشته شود.
- استفاده از صفت: میتوان از صفات برای توصیف نوازنده استفاده کرد:
- نوازنده ماهر
- نوازنده جوان
با رعایت این قواعد میتوانیم به درستی از کلمه "نوازنده" در جملات مختلف استفاده کنیم.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
- نوازنده توانست با اجرای زیبا و دلنشینش، دل تمام حاضران را با خود ببرد.
- او یک نوازنده ماهر پیانو است که در کنسرتهای بینالمللی شرکت میکند.
- نوازنده درخشانی که در خیابانها مینوازد، همیشه توجه عابران را جلب میکند.
