اوباردن
licenseمعنی کلمه اوباردن
معنی واژه اوباردن
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب:
(مصدر متعدی) ‹اوباریدن، اوبردن› [قدیمی]
مختصات:
(اَ دَ) (مص م .)
آواشناسی:
منبع:
فرهنگ فارسی عمید
معادل ابجد:
264
شمارگان هجا:
دیگر زبان ها
انگلیسی
o'burden
ترکی
o'yükü
فرانسوی
o'burden
آلمانی
o'burden
اسپانیایی
o'burden
ایتالیایی
o'burden
عربی
يثقل كاهل
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)
کلمه "اوباردن" به معنای ایستادن در دل و در بطن چیزی است و معمولاً در متنهای ادبی به کار میرود. قواعدی که در نگارش این کلمه رعایت میشود، شامل موارد زیر است:
-
نویسهگردانی: در زبان فارسی، کاربرد حروف درست و رعایت املای صحیح در نگارش کلمات اهمیت دارد.
-
فعل و مصدر: "اوباردن" در واقع به عنوان یک فعل به کار میرود و باید در جملات به درستی صرف شود. به عنوان مثال:
- او به دلش اوبارد.
- او را در دل خود اوباریدم.
-
پیوستگی با دیگر کلمات: در جملات، این کلمه میتواند با دیگر کلمات ترکیب شود. مثلاً:
- "دل" به عنوان مفعول: "او در دلش اوبارد."
-
استفاده در متون ادبی: این کلمه معمولاً در شعر و نثر عرفانی و ادبیات کلاسیک بیشتر استفاده میشود و باید با لحن و روایت متناسب باشد.
- توجه به معانی مشابه: اگر از "اوباردن" در متنی استفاده میشود، باید توجه دقت به هممعناها یا مترادفهای آن، مانند "نشستن" یا "استقرار یافتن" باشد که ممکن است در برخی موارد بهترین گزینه نباشد.
در نهایت، همیشه دقت کنید که متن شما از نظر املایی و معنایی همخوانی داشته باشد.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
- اوباردن بارهای سنگین در این فصل بارندگی بسیار دشوار است.
- کامیونها به دلیل اوباردن زیاد در جادههای کوهستانی دچار مشکل شدند.
- کارگران در تلاش بودند تا اوباردن مواد ساختمانی را به سرعت انجام دهند.
