جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
×
رویداد ها - امتیازات
برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.
معنی: ۱. قسمتی از جامه که از شانه تا مچ دست را میپوشاند. ۲. [قدیمی] دهانۀ خیک و مشک. ۳. [قدیمی] طریقه و راه. 〈 آستین افشاندن: (مصدر لازم) [قدیمی] ۱. اشاره کردن. ۲. اجازه دادن؛ رخصت دادن: ♦ به یغما ملک آستین برفشاند / وز آنجا به تعجیل مرکب براند (سعدی: ۱۰۸) ۳. پشت پا زدن؛ ترک و انکار کردن؛ فروگذاشتن. ۴. اظهار کراهت و بیزاری کردن: ♦ طمع مدار که از دامنت بدارم دست / به آستین ملالی که بر من افشانی (سعدی۲: ۵۹۷). ۵. [قدیمی] عفو؛ بذلوبخشش؛ اظهار محبت؛ تحسین: ♦ سخن گفت و دامان گوهر فشاند / به نطقی که شاه آستین برفشاند (سعدی۱: ۴۶). 〈 آستین بالا زدن: (مصدر لازم) ۱. آستین برچیدن؛ آستین برزدن؛ آستین برنوشتن. ۲. [مجاز] آماده شدن برای کاری. كم، ردن، الجلبة جزء أنبوبي معدني، ردن يجعل للثوب ردنين elbise kolu manche Ärmel manga manica
كم|ردن , الجلبة جزء أنبوبي معدني , ردن يجعل للثوب ردنين
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)
کلمه "آستین" در زبان فارسی به معنای بخشی از لباس است که دستها را در بر میگیرد. در زیر به چند نکته در مورد قواعد نگارشی و استفاده از این کلمه اشاره میکنم:
جنس کلمه: "آستین" یک اسم مؤنث است. لذا هرگاه بخواهیم صفتی را برای آن بهکار ببریم، باید مطابقت جنس و شمار را رعایت کنیم. برای مثال: "آستین بلند" یا "آستین کوتاه".
جمع و مفرد: جمع "آستین" به صورت "آستینها" است. برای مثال: "آستینهاي جدید مد روز هستند".
نحوه استفاده در جملات: این کلمه میتواند در جملات به عنوان فاعل، مفعول یا دیگر اجزای جمله استفاده شود. برای مثال:
فاعل: "آستینها زیبایی خاصی دارند."
مفعول: "او آستین جدیدی خریده است."
کاربردهای مختلف: در زبان محاوره و نوشتار رسمی، این کلمه ممکن است به صورتهای مختلفی مورد استفاده قرار گیرد، اما در نوشتار رسمی، رعایت قواعد نگارشی و املایی اهمیت ویژهای دارد.
نکات املایی: حتماً هنگام نوشتن "آستین"، از استفاده غلط مانند "اُستین" پرهیز کنید، زیرا "آستین" به صورت "آ" شروع میشود و باید به این نکته توجه شود.
با رعایت این اصول میتوانید به درستی از کلمه "آستین" در نوشتار و گفتار خود استفاده کنید.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
البته! در اینجا چند مثال برای کلمه "آستین" در جملات مختلف آورده شده است:
او آستینهای پیراهنش را بالا زد تا بهتر کار کند.
در روزهای سرد زمستان، همیشه از آستیندار بودن لباسهایم استفاده میکنم.
وقتی به مهمانی رفتیم، او یک پیراهن با آستینهای بلند پوشیده بود.
آستینهای این کت بسیار زیبا و شیک هستند.
بچهای که در پارک بازی میکند، آستینش را به لبهٔ سرسره چسبانده است.
لام تا کام نسخه صفحه کلید نیز راه اندازی شده است. شما با استفاده از کلیدهای موجود بر روی صفحه کلید دستگاهتان می توانید با وب سایت ارتباط برقرار کنید. لیست کلید های میانبر