جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
×
رویداد ها - امتیازات
برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.
معنی: حیوانی پستاندار، از راستۀ جوندگان با سر گِرد، گوشهای کوچک، پاهای پردهدار، دم پَهن، پوست لطیف، و موهای خرمایی که در آب بهخوبی شنا میکند و در کنار رودخانهها بهطور دستهجمعی خانههای محکم دو طبقه برای خود میسازند. در زیر شکمش غدهای (= جندِ بیدستر؛ خایۀ سگ آبی) قرار دارد که در طب قدیم به کار میرفت؛ سگ آبی. bedridden طريح الفراش، نائم بالفراش yatalak alité bettlägerig postrado en cama costretto a letto
کلمه "بیدستر" به صورت ساده به معنای "محل بید" یا "جایی که درخت بید وجود دارد" به کار میرود. در نگارش فارسی، رعایت چند نکته برای استفاده از این کلمه و دیگر کلمات مهم است:
نحوه نوشتن: اطمینان حاصل کنید که کلمه به درستی نوشته شود. "بیدستر" به صورت صحیح نوشته شده و به معنای خاص خود اشاره دارد.
استفاده از حرف “ی”: در ترکیبهای فارسی، دقت کنید که اگر حرف “ی” در وسط کلمه قرار دارد باید صحیح تلفظ و نوشته شود.
نقطهگذاری: اگر این کلمه در جمله به کار میرود، از نقطهگذاری صحیح استفاده کنید. مانند استفاده از ویرگول یا نقطه در محاوره یا نوشتار رسمی.
تطابق با سؤالات دستوری: اگر از "بیدستر" در یک متن نوشتاری استفاده میکنید، بررسی کنید که از نظر دستور زبان و ساختار جملات درست باشد.
سازگاری معنایی: از کلمه "بیدستر" در بافتهای مربوط به فرودگاهها، پارکها، مناطق طبیعی و دیگر جاهایی استفاده کنید که مرتبط با بید باشد.
اگر سوال خاصی دربارهٔ کلمه "بیدستر" یا نحوه استفاده آن دارید، خوشحال میشوم کمک کنم!
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
در باغچه خانهام یک درخت بیدستر بزرگ کاشتهام که سایهاش در تابستان بسیار دلپذیر است.
بچهها زیر درخت بیدستر نشسته بودند و دربارهی داستانهای خیالی خود صحبت میکردند.
نسیم ملایم به همراه عطر خوش بیدسترهای تازه شکوفا شده، فضایی آرامشبخش به حیاط خانه بخشیده بود.
فرهنگ فارسی عمید
جعبه لام تا کام
لام تا کام نسخه صفحه کلید نیز راه اندازی شده است. شما با استفاده از کلیدهای موجود بر روی صفحه کلید دستگاهتان می توانید با وب سایت ارتباط برقرار کنید. لیست کلید های میانبر