شما در نسخه قدیمی لام‌تا‌کام هستید نسخه جدید
جستجو در بخش : سوال جواب منابع اسلامی لغت نامه ها قوانین و مصوبات نقل قل ها
×

فرم ورود

ورود با گوگل ورود با گوگل ورود با تلگرام ورود با تلگرام
رمز عبور را فراموش کرده ام عضو نیستم، می خواهم عضو شوم
×

×

آدرس بخش انتخاب شده


جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
در حال بارگذاری
×

رویداد ها - امتیازات

برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.

×
×
از نسخه‌ی هوش مصنوعی لام تا کام دیدن فرمایید؛ دنیای جدیدی منتظر شماست! لام تا کام هوشمند

'abi

ابی

معنی: ابی . [ اَ ] (حرف اضافه ،پیشوند) (از پهلوی اَوی ) بی . بلا. بدون :
ابی دانشان بار تو کی کشند
ابی دانشان دشمن دانشند.
ابوشکور.
ابی آنکه دیده ست پستان مام
بخوی پدر بازگردد تمام .
فردوسی .
ابی او که اورنگ شاهی مباد
بزرگی و بزم سپاهی مباد.
فردوسی .
ابی پر و پیکان یکی تیر کرد
بدشت اندر آهنگ نخجیر کرد.
فردوسی .
ابی تو مبادا جهان یکزمان
نه اورنگ شاهی وتاج کیان .
فردوسی .
ابی تیغ تو تاج روشن مباد
چنین باد بی بت برهمن مباد.
فردوسی .
بدو گفت گشتاسب کی شهریار
ابی تومبیناد کس روزگار.
فردوسی .
بزرگان پیاده پذیره شدند
ابی کوس و توغ و تبیره شدند.
فردوسی .
بفرّ خداوند خورشید و ماه
که چندان نمانم ورا دستگاه
که برهم زند مژه زیر و زبر
ابی تن بلشکر نمایمش سر.
فردوسی .
بفرمود [منیژه ] تا داروی هوش بر
پرستنده آمیخت با نوش بر
بدادند و چون خورد شد مرد [ بیژن ] مست
ابی خویشتن سرش بنهاد پست .
فردوسی .
به نارفته در جامه گریان شدند
ابی آتش از درد بریان شدند.
فردوسی .
بهشتم نشست از بر گاه شاه
ابی یاره و گرز و زرین کلاه .
فردوسی .
ز گردان کسی را ابی نام تر
بجنگ دلیران بی آرام تر.
فردوسی .
بیاورد چندان زر و خواسته
ابی آنکه زو شاه بد خواسته .
فردوسی .
تو زین پندها هیچگونه مگرد
چو خواهی که مانی ابی رنج و درد.
فردوسی .
جوان ارچه دانا بود باگهر
ابی آزمایش نگیرد هنر.
فردوسی .
چو گردنده گردون بسربر بگشت
شد از شاهیش سال بر سی وهشت
... ز خسرو بشد فر شاهنشهی
ابی تاج ماند او بسان رهی .
فردوسی .
چو یزدان کسی را کند نیکبخت
ابی کوشش او را رساند به تخت .
فردوسی .
زن و زاده در بند ترکان شوند
ابی جنگ دل بر ز پیکان شوند.
فردوسی .
سپه پهلوانان ابی انجمن
خرامند هردو بنزدیک من .
فردوسی .
سر تخت ایران ابی شهریار
مرا باده خوردن نیاید بکار.
فردوسی .
شما شاد باشید و فرمان برید
ابی رای او یک نفس مشمرید.
فردوسی .
مبادا که از لشکری یک سوار
ابی ترک و بی جوشن کارزار...
فردوسی .
مرا دید گفت اینهمه غم چراست
جهانی پر از کین ابی نم چراست ؟
فردوسی .
نخورد ایچ می نیز شادی نکرد
ابی بزم بنشست با باد سرد.
فردوسی .
وزین مرز پیوسته تا کوه قاف
بخسرو سپارم ابی جنگ و لاف .
فردوسی .
همه زار با شاه گریان شدند
ابی آتش از درد بریان شدند.
فردوسی .
بگیتی درون شاد و خرم بود
برفتن ز دشمن ابی غم بود.
فردوسی .
بدان منگرکه سرهالم بکار خویش محتالم
شبی تاری بدشت اندر ابی صلاب و فرکالم .
طیان .
خیال شعبده ٔ جادوان فرعون است
تو گفتی آن سپهستی ابی کرانه و مر.
عنصری .
همیشه نام نیکو دوست دارد
ابی حقی که باشد حق گزارد.
(ویس و رامین ).
اگر مردم اندک بدی گر بسی
ابی باژ نگذشتی از وی کسی .
اسدی .
ابی زحمت نیابی تندرستی
ابی محنت نیابی هیچ رستی .
زراتشت بهرام .
ابی حکم شرع آب خوردن خطاست
و گر خون بفتوی بریزی رواست .
سعدی .
- ابی شمار ؛ بی حساب .
... ادامه
881 | 0
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب: (صفت) [عربی: ابیّ] [قدیمی]
مختصات: ( اَ) [ په . ] (ق .)
الگوی تکیه: WS
نقش دستوری: اسم
آواشناسی: 'abi
منبع: لغت‌نامه دهخدا
معادل ابجد: 13
شمارگان هجا: 2
دیگر زبان ها
ترکی
mavi
فرانسوی
bleu
آلمانی
blau
اسپانیایی
azul
ایتالیایی
blu
عربی
أزرق | كئيب , بذيء , ضارب إلى الزرقة , مورث كآبة , مرتد ثوب , اللون الأزرق , سماء , بحر , جورب أزرق , صبغ أزرق
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)

کلمه «آبی» در زبان فارسی به معنای رنگ آسمانی یا رنگ دریا استفاده می‌شود. در نوشتن این کلمه، باید به نکات زیر توجه کنید:

  1. استفاده از حرف «آ»: «آبی» با حرف «آ» شروع می‌شود و این مهم است که در نوشتن حتماً این حرف را به درستی استفاده کنید.

  2. علامت تنوین: در متون غیررسمی، ممکن است «آبی» را با تنوین («آبی» و «آبی») بنویسند، اما در نوشتار رسمی، این کلمه به صورت «آبی» بدون تنوین است.

  3. ویرگول و جملات: اگر این کلمه در جملات استفاده شود، باید در نظر داشت که جایگاه آن در جمله و ارتباطش با کلمات دیگر صحیح باشد. به عنوان مثال: «آسمان امروز آبی است.»

  4. قضای سیر زبانی: توجه به تنوع واژه‌هایی که از «آبی» استفاده می‌کنند، مانند «آب»، «آبگیر» و غیره.

  5. ترکیب‌های دیگر: «آبی» می‌تواند در ترکیب‌های مختلف نیز استفاده شود، مانند «آبی روشن» یا «آبی تیره» که در این صورت نکته‌هایی مانند درست نوشتن و رعایت قواعد نگارشی باید رعایت شود.

با رعایت این نکات می‌توان به درستی از کلمه «آبی» در نوشتارهای فارسی استفاده کرد.

مثال برای واژه (هوش مصنوعی)

البته! در زیر چند مثال برای استفاده از کلمه "آبی" در جملات آورده شده است:

  1. آسمان امروز بسیار آبی و صاف است.
  2. او یک پیراهن آبی زیبا خریده است.
  3. دریا به رنگ آبی عمیق و دلپذیری است.
  4. گل‌های این باغ، رنگ‌های مختلفی دارند، اما گل‌های آبی بسیار چشم‌نوازند.
  5. من عاشق رنگ آبی هستم و دوست دارم اتاقم را به این رنگ تزئین کنم.

اگر به مثال‌های بیشتری نیاز دارید، خوشحال می‌شوم کمک کنم!


500 کاراکتر باقی مانده

جعبه لام تا کام


وب سایت لام تا کام جهت نمایش استاندارد و کاربردی در تمامی نمایشگر ها بهینه شده است.

تبلیغات توضیحی


عرشیان از کجا شروع کنم ؟
تغییر و تحول با استاد سید محمد عرشیانفر

تبلیغات تصویری