جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
×
رویداد ها - امتیازات
برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.
معنی: اجری . [ اِ ] (از ع ، اِ) مستمری . مقرری . جیره . وظیفه و راتبه . جنسی که بلشکریان و جز آنان میداده اند. آن را اجراء و اجرا و جری و جیره نیز گویند : و ابوبکر اجری از مسطح بن اثاثه بازگرفته بود و گفت من چندین گاه او را بپروردم و او فرزندمرا سخن زشت گفت . خدای تعالی در شأن او آیة فرستاد... پس ابوبکر اجری باز بمسطح داد. (ترجمه ٔ بلعمی ). دی کسی گفت که اجری ّ تو چند است از میر گفتم اجری من ای دوست فزون از هنرم . فرخی . بی اجری و مشاهره ای درس اَدَب و علم دارد. (تاریخ بیهقی ). ندارد این زمی و آب هیچ کار جز آنک بجهد روی نما را همی دهند اجری . ناصرخسرو. ور تو خواهی در اجری امسال آوری خط محوکرده ٔ پار. خاقانی . در نظامی که آسمان دارد اجری مملکت دو نان دارد. نظامی . بر آن سه ماه بنامش معدّلان نهار بتازگی بنوشتند خطّ اجری را. سلمان ساوجی . - اجری دادن ؛ راتبه و مستمری دادن : و اگر کسی در حج بماندی او را اجری دادی [ قُصَی ّ ] و بر قبائل عرب توزیع کردی و نفقه دادی . (ترجمه ٔ بلعمی ). این سلمی با جماعتی از مرتدان به دیهی شد... و چون آنجا بنشست و هرکه از مرتدان عرب بسوی او گرد آمدندی او اجری همی دادی و مردمان را گرد همی کرد. (ترجمه ٔ بلعمی ). و هر عالمی که از او خطا آمدی و عمر خواستی که بر او انکار کند، محمدبن مسلمة را فرستادی و از سیرت او پرسیدی و عمر او را معزول کردی و از بیت المال او را اجری همی دادند. (ترجمه ٔ بلعمی ). ایشانرا همان جا مقام باید کرد تا عامی اجری و بیستگانی می دهد. (تاریخ بیهقی ). - اجری داشتن ؛ دارای راتبه و وظیفه بودن : من وکیلدر محتشمی ام و اجری و مشاهره و صلتی گران دارم . (تاریخ بیهقی ). خواجه گفت ناچار چون وکیلدر محتشمی است و اجری و مشاهره و صلت دارد... او را چاره نبوده است . (تاریخ بیهقی ). - اجری راندن ؛ راتبه و وظیفه مقرر داشتن : پس هرمز هرکه با وی بود [ با پسر ملک ترک ] همه را بسراهای نیکو فرودآورد و اجری بر ایشان براند و چهل روز بداشتشان تا ماندگی سفر از ایشان بشد. (ترجمه ٔ بلعمی ). پس بفرمود تا ایشان را بشهر آوردند و اجری ها بر ایشان همی راندند. (ترجمه ٔ بلعمی ). کارسیستان لیث را مستقیم شد و خزاین طاهر فروگرفت و برحرم او اجری فرمود تا برانند. (تاریخ سیستان ). tegular, performance tegular verim performance leistung actuación prestazione سفالی، پولک دار، اجر
ترکیب:
(اسم) [مٲخوذ از عربی، مُمالِ اجراء] ‹اجرا› [قدیمی]
مختصات:
(اِ ی ') (اِ.)
آواشناسی:
منبع:
لغتنامه دهخدا
معادل ابجد:
214
شمارگان هجا:
دیگر زبان ها
انگلیسی
tegular|performance
ترکی
verim
فرانسوی
performance
آلمانی
leistung
اسپانیایی
actuación
ایتالیایی
prestazione
عربی
tegular
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)
کلمه "اجری" در زبان فارسی به معنای "پاداش" یا "جزای" کار خوب یا اعمال نیک است. برای استفاده صحیح از این کلمه در جملات فارسی، توجه به قواعد و نگارش زیر میتواند مفید باشد:
نوشتار: کلمه "اجری" به صورت صحیح و با املای درست نوشته شود.
نحوه استفاده: این کلمه معمولاً به عنوان اسم استفاده میشود و میتوان آن را در جملات به کار برد. برای مثال:
«او به خاطر رفتار نیکو، اجری بزرگ خواهد داشت.»
مفهوم زمینهای: توجه به مفهوم کلمه در متن مهم است. "اجری" معمولاً در متون مذهبی یا اخلاقی به کار میرود.
ترکیب با کلمات دیگر: ممکن است این کلمه در ترکیب با دیگر کلمات و اصطلاحات مورد استفاده قرار گیرد. مثلاً:
«پاداش زحمات او اجری در نظر خداوند است.»
توجه به نوع جملات: این کلمه در جملات مثبت و بیانگر اعمال نیک به کار میرود و باید از جملاتی که معنای منفی دارند، دوری شود.
با رعایت این نکات، میتوان از کلمه "اجری" به درستی و در متنهای مناسب استفاده کرد. اگر سؤال یا نیاز به توضیحات بیشتری دارید، خوشحال میشوم کمک کنم!
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
در فرآیند ساخت ساختمان، هر اجری به دقت انتخاب و جایگذاری میشود تا استحکام بنا تضمین شود.
هنرمند با استفاده از اجرهای رنگی، یک اثر هنری زیبا بر روی دیوار خلق کرد.
در گذشته، بسیاری از خانهها با اجرهای دستساز ساخته میشد که هر کدام داستان خاص خود را داشتند.
لام تا کام نسخه صفحه کلید نیز راه اندازی شده است. شما با استفاده از کلیدهای موجود بر روی صفحه کلید دستگاهتان می توانید با وب سایت ارتباط برقرار کنید. لیست کلید های میانبر