جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
×
رویداد ها - امتیازات
برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.
معنی: اخرم . [ اَ رَ ] (ع ص ، اِ) بریده بینی . کفته بینی . دیوار بینی یا سر بینی اندکی بریده .(تاج المصادر بیهقی ). دیواربینی بریده . (زوزنی ). آنکه میانه ٔ دو سوراخ بینی او بریده باشند : تیر تو تنین دم شده زو درع زال از هم شده بل کوه قاف اخرم شده منقار عنقا ریخته . خاقانی . || سوراخ کرده گوش . نرمه ٔگوش سوراخ . آنکه نرمه ٔ گوش وی سوراخ کرده باشند. (تاج المصادر بیهقی ). گوش سوراخ کرده . (زوزنی ). || منقطع چشم . || منقطع کوه غیر جائی که تمام میشود. || (اصطلاح عروض ) شعری که در وزن آن تصرف خَرم کرده باشند و آن عبارت از افتادن فاء فعولُن و میم مفاعیلن باشد. مؤلف غیاث اللغات آرد: به اصطلاح عروض انداختن میم مفاعیلن است فاعیلن بماند مفعولن که لفظ مستعمل است بجای آن نهند. انداختن میم مفاعیل را به بریدن بینی تشبیه کردند. و شمس قیس گوید: خرم انداختن میم مفاعیلن باشد فاعیلن بماند مفعولن بجای آن بنهند و مفعولن چون از فاعیلن خیزد آنرا اخرم خوانند یعنی بریده بینی .رجوع به المعجم فی معاییر اشعارالعجم چ طهران ص 36 و44 شود. || دو استخوان سوراخ دار یکی در طرف حنک اعلی و دیگری در دو کتف از جانب بازو. سر استخوان کتف از سوی بازو. (مهذب الاسماء). در سر کتف گویست که زائده ٔ سر استخوان بازو در آنست و طرف این گو دو زائده دارد یکی بالا و یکی زیر که مانعاند از انخلاع استخوان بازو از کتف و این زائد را اخرم خوانند. (بحرالجواهر). ج ، خُرْم . (مهذب الاسماء). و رجوع به اَخْرَمان شود. last, latter, ultimate, end, finale, postlude, the last آخر، أخير، ماض، سابق، دام، استمر، ثبت، أنهى، تحمل son le dernier das letzte el último l'ultimo آخر، اخیر، اخرین، بازپسین، پسین، قطعی، دومی، بعدی، اخری، عقب تر، نهایی، غایی، دورترین، پایان، ختم، انتها، خاتمه، منظور، عاقبت، بخش اخر، اهنگ نهایی، قطعه موسیقی پایان
last|latter , ultimate , end , finale , postlude , the last
ترکی
son
فرانسوی
le dernier
آلمانی
das letzte
اسپانیایی
el último
ایتالیایی
l'ultimo
عربی
آخر|أخير , ماض , سابق , دام , استمر , ثبت , أنهى , تحمل
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)
کلمه "آخرم" در زبان فارسی ترکیبی از "آخر" و پسوند "م" است که به صورت صمیمانه یا غیررسمی به معنای "آخر من" یا "آخرین حالت من" به کار میرود. برای استفاده صحیح و نگارش مناسب آن، میتوانید به نکات زیر توجه کنید:
كتابت صحیح: این کلمه به صورت "آخرم" نوشته میشود و نیازی به فاصله یا علامتگذاری خاصی ندارد.
استفاده در جملات: "آخرم" معمولاً در جملات غیررسمی و صمیمانه بهکار میرود. بهعنوان مثال:
"این آخرم بود که چنین تصمیمی گرفتم."
"این خبر آخرم رو خراب کرد."
سبک نگارش: در متون رسمی، بهتر است از معادلهای دیگر مانند "آخر من" یا "نهایت من" استفاده کنید؛ زیرا "آخرم" بیشتر در گفتوگوهای روزمره و غیررسمی رایج است.
توجه به موقعیت: استفاده از "آخرم" با توجه به موقعیت اجتماعی و موقعیت کلامی ممکن است ناپسند باشد. در محیطهای رسمی یا جدی از آن استفاده نکنید.
انسجام در جملات: برای حفظ انسجام در نوشتار، سعی کنید از کلمات و عبارات مرتبط با موضوع صحبت استفاده کنید.
با رعایت این نکات، میتوانید بهدرستی از کلمه "آخرم" در نوشتار و گفتار خود استفاده کنید.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
من همیشه در آخرم به این نتیجه میرسم که باید بیشتر تلاش کنم.
در پایان هر فصل از زندگیام، احساس میکنم که به یک اخرم جدید رسیدهام.
دوستانم به من میگویند که در هر جمعیتی، من همیشه آخرم هستم.
لغتنامه دهخدا
واژگان مرتبط: آخر، اخیر، اخرین، بازپسین، پسین، قطعی، دومی، بعدی، اخری، عقب تر، نهایی، غایی، دورترین، پایان، ختم، انتها، خاتمه، منظور، عاقبت، بخش اخر، اهنگ نهایی، قطعه موسیقی پایان