جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
×
رویداد ها - امتیازات
برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.
معنی: اطاعت . [اِ ع َ ] (ع مص ) مأخوذ از تازی ، فرمانبرداری . (ناظم الاطباء). فرمانبرداری کردن . (ترجمان تهذیب عادل بن علی ص 14). فرمان بردن . (آنندراج ). طاعت . فرمان کردن . فرمانبری . طوع . امتثال . انقیاد. || فروتنی و تواضع و تسلیم شدگی . || تفویض کردگی . || متابعت . || وفاداری . || تعظیم و کرنش و اظهارکوچکی و بندگی . (ناظم الاطباء). رجوع به اطاعة و اطاعه شود. || در تداول متدینان ، بجا آوردن امر و ترک مطالب منهیه . اعلی درجه ٔ تکالیف بنی نوع بشرنسبت به خدای تعالی اطاعت است . (قاموس کتاب مقدس ). - اطاعت داری ؛ فرمانبری کردن . فرمانبرداری . فرمان بردن : باز آنک بچند کرت سلطان او را به اطاعت داری خوانده بود. (جهانگشای جوینی ). رجوع به اطاعت و اطاعة و اطاعه و اطاعت کردن شود. - اطاعت داشتن ؛ فرمان بردن . فرمان برداری . مطیع بودن . فرمانبری کردن . - اطاعت شدن ؛ در تداول عامه : اطاعت می شود؛ بچشم . بر سر و چشم . برضا و رغبت . سمعاً و طاعةً. با کمال میل . از بن دندان . بطیب خاطر. از ته دل . از بن گوش . - اطاعت کردن ؛ امتثال کردن . فرمانبری . اطاعت داری . فرمان بردن . فرمان بردار شدن . طاعت بردن . مطیع شدن . گردن نهادن . - اطاعتگری ؛ امتثال و فرمانبرداری . (آنندراج ). - || متابعت ظلم و فرمان . - || تواضع و فروتنی . (ناظم الاطباء). رجوع به اطاعت و اطاعت داری و اطاعت کردن شود. - اطاعت نمودن ؛ امتثال نمودن . فرمانبری کردن . اطاعت کردن . رجوع به مجموعه ٔ مترادفات ص 43، و اطاعت کردن و اطاعت شود. امتثال، انقياد، بندگي، پيروي، تابعيت، تمكين، خدمتكاري، طاعت، فرمانبرداري، فرمانبري، متابعت، مطاوعت نافرماني طاعة، امتثال، رضوخ، قنوت، أمر خطي itaat obéissance gehorsam obediencia obbedienza
کلمه "اطاعت" یک اسم است که به معنای پیروی و تبعیت از دستورات، قوانین یا اوامر دیگران به کار میرود. در نوشتار و استفاده از این واژه، میتوان به چند نکته توجه کرد:
نحوه نوشتن: "اطاعت" به همین شکل نوشته میشود و تنها در صورتهای جمع، میتوان از "اطاعات" استفاده کرد (هرچند که کاربرد آن کمتر رایج است).
قید و صفت: برای تشریح و توصیف بیشتری میتوان از صفات و قیدهای مختلف استفاده کرد. به عنوان مثال: "اطاعت کامل"، "اطاعت بی چون و چرا".
فعل مرتبط: وقتی صحبت از اطاعت میشود، ممکن است بخواهید فعلهایی نظیر "پیروی کردن"، "تبعیت کردن" یا "عمل کردن به" را نیز به کار ببرید.
استفاده در جملات:
"او همیشه از والدینش اطاعت میکند."
"اطاعت از قانون یکی از وظایف شهروندی است."
قواعد نگارشی:
توجه به قوانین نگارشی در استفاده از نقطه، ویرگول، و دیگر نشانههای نگارشی در جملات حاوی این کلمه، مهم است.
جملات باید از نظر نحوی صحیح و روان باشند.
با رعایت این نکات، میتوان به درستی و بهطور مؤثر از کلمه "اطاعت" در نوشتهها و مکالمات استفاده کرد.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
البته! در اینجا چند مثال برای کلمه "اطاعت" در جمله آورده شده است:
اطاعت از قوانین کلیسای محلی نشاندهنده احترام به اعتقادات جامعه است.
او همیشه سعی میکند در کارهای گروهی به نظرات دیگران اطاعت کند.
اطاعت از والدین، یکی از ارزشهای فرهنگی ما محسوب میشود.
در نظامهای نظامی، اطاعت از دستورات فرماندهان بسیار مهم است.
اطاعت از مربی میتواند به پیشرفت سریعتر در یادگیری کمک کند.
اگر به مثالهای بیشتری نیاز دارید، خوشحال میشوم کمک کنم!
لغتنامه دهخدا
جعبه لام تا کام
وب سایت لام تا کام جهت نمایش استاندارد و کاربردی در تمامی نمایشگر ها بهینه شده است.