جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
×
رویداد ها - امتیازات
برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.
معنی: افراغ . [ اِ ] (ع مص ) ریختن . (منتهی الارب ) (ترجمان القرآن ترتیب عادل بن علی ) (تاج المصادر بیهقی ) (تفلیسی ). تهی کردن . خالی کردن . فروریختن . بریختن . (یادداشت دهخدا). ریختن آب . (از اقرب الموارد). || ریختن خون . (منتهی الارب ) (آنندراج ). || آب ریختن برخود. (آنندراج ). || آب پر کردن درون چیزی . (آنندراج ). || ریختن طلا و نقره ٔ آب شده در قالب ، چنانکه ریخته گر بریزد. در قالب ریختن طلا و نقره ٔ ذوب شده . (از اقرب الموارد). || تصفیه ٔحساب . رسیدگی به محاسبات : و کتبه ٔ ختای به افراغ محاسبات مشغول گشتند. (جهانگشای جوینی ). || وارونه کردن ظرف برای ریختن آنچه در آن هست . (از اقرب الموارد). و آکنده کردن درون چیزی را. vomiting قيء، تقيؤ، القيء
واژه «افراخ» به معنای "پراز کردن" و به ویژه در زمینههایی مانند پزشکی و علم حرکت مورد استفاده قرار میگیرد. برای درست نویسی و کاربرد این کلمه، برخی نکات قواعدی و نگارشی را میتوان مدنظر قرار داد:
نخستین حرف بزرگ: در ابتدای جمله یا متن، حرف «الف» باید بزرگ نوشته شود: «افراخ».
نوشتار صحیح: اطمینان حاصل کنید که دقت کردهاید تا کلمه به درستی نوشته شود و هیچ حرفی از آن حذف یا اضافه نشده باشد.
استفاده در جمله: برای وضوح بیشتر، بهتر است کلمه «افراخ» در یک جمله قرار گیرد. مثلاً: «پزشک اقدام به افراخ مایع درون شکم بیمار کرد.»
توجه به معانی: کلمه «افراخ» ممکن است در زمینههای مختلف معانی و کاربردهای متفاوتی داشته باشد، بنابراین در متن خود دقت کنید که چه معنایی مدنظر دارید.
نکات نگارشی: اگر از کلمه در متن رسمی یا علمی استفاده میکنید، از رعایت قواعد نگارشی مانند نشانهگذاری مناسب و عدم استفاده از زبان محاورهای در متن رسمی نیز اطمینان حاصل کنید.
در نهایت، توجه به معانی خاص و سیاق استفاده از کلمه، کمک میکند تا از کلمه «افراخ» به درستی و به طور مؤثر استفاده کنید.
لام تا کام نسخه صفحه کلید نیز راه اندازی شده است. شما با استفاده از کلیدهای موجود بر روی صفحه کلید دستگاهتان می توانید با وب سایت ارتباط برقرار کنید. لیست کلید های میانبر