شما در نسخه قدیمی لام‌تا‌کام هستید نسخه جدید
جستجو در بخش : سوال جواب منابع اسلامی لغت نامه ها قوانین و مصوبات نقل قل ها
×

فرم ورود

ورود با گوگل ورود با گوگل ورود با تلگرام ورود با تلگرام
رمز عبور را فراموش کرده ام عضو نیستم، می خواهم عضو شوم
×

×

آدرس بخش انتخاب شده


جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
در حال بارگذاری
×

رویداد ها - امتیازات

برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.

×
×
از نسخه‌ی هوش مصنوعی لام تا کام دیدن فرمایید؛ دنیای جدیدی منتظر شماست! لام تا کام هوشمند

'enqetā'
discontinuity  |

انقطاع

معنی: انقطاع . [ اِ ق ِ ] (ع مص ) فروماندن در راه از قافله . (از منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). یقال : انقطع به (مجهولاً). (از ناظم الاطباء). || سپری شدن آب چاه . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). رفتن و سپری شدن آب چاه . (از اقرب الموارد). || بریده گشتن و گسستن رسن . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). بریده شدن . (تاج المصادر بیهقی ) (مصادر زوزنی ) (آنندراج ) (از اقرب الموارد). انصرام . (تاج المصادر بیهقی ). || (اصطلاح علم مناظره ) اختتام مبحث . (از کشاف اصطلاحات الفنون ). و رجوع به همین کتاب شود. || (اِمص ) قطع و بریدگی . (از ناظم الاطباء) : بسبب ضیق حال و قلت زاد و انقطاع امداد به جانب محمدآباد نشستند. (ترجمه ٔ تاریخ یمینی ص 226). || انفصال . جدایی . مفارقت . گسستگی . (ناظم الاطباء). || تبتیل . از دنیا بریدن . حالت انقطاع ، حالتی که در زهاد پیدا آید که از هرچه جز خدای تعالی است ببرند. حالتی که آدمی را دست دهد که از هر سببی گسسته تنها مسبب را بیند. (یادداشت مؤلف ) :
علی القطع نپذیرم اقطاع شاهان
من و ترک اقطاع و پس انقطاعی .
خاقانی .
علوی و سفلی نکردی در ضمیرم ره که بودی
انصراف از آن و اینم انقطاع از این و آنم .
ادیب السلطنه ٔ سمیعی .
- انقطاع داشتن ؛ بریدن از دنیا. تبتیل :
گر شدی عاشق دلا قطع نظر کن از دو کون
نیستی محرم به عشقش گر نداری انقطاع .
اسیری لاهیجی (از آنندراج ).
- به انقطاع رسیدن ؛ بریده شدن . قطع شدن : بعضی به گیاه وکشت سد رمق می کردند، از زروع و ریوع اطماع به انقطاع رسید. (ترجمه ٔ تاریخ یمینی ).
|| انقراض و نابودی . || توقف . (ناظم الاطباء).
... ادامه
637 | 0
مترادف: 1- انفصال، جدايي 2- بريدگي، پارگي، گسستگي، گسيختگي 3- انشقاق، قطع 4- فروكش
متضاد: اتصال، پيوستگي، وصل
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب: (اسم مصدر) [عربی]
مختصات: (اِ قِ) [ ع . ] (مص ل .)
الگوی تکیه: WWS
نقش دستوری: اسم
آواشناسی: 'enqetA'
منبع: لغت‌نامه دهخدا
معادل ابجد: 231
شمارگان هجا: 3
دیگر زبان ها
انگلیسی
discontinuity | interruption , curtailment , cessation , letup , slack
ترکی
kesinti
فرانسوی
interruption
آلمانی
unterbrechung
اسپانیایی
interrupción
ایتالیایی
interruzione
عربی
انقطاع | فجوة
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)

کلمه "انقطاع" به معنای قطع شدن، قطع ارتباط یا توقف است. در زبان فارسی به این کلمه برخی قواعد و شیوه‌های نگارشی مربوط می‌شود که عبارتند از:

  1. املا: "انقطاع" به صورت صحیح نوشته می‌شود و باید دقت شود که به اشتباه به صورت‌های دیگر مانند "انقطا” یا "انقطاعه" نوشته نشود.

  2. استفاده در جمله: این کلمه معمولاً به عنوان اسم و در فعالیت‌های علمی، ادبی یا حقوقی به کار می‌رود. به عنوان مثال:

    • "انقطاع در ارتباطات می‌تواند به از دست دادن اطلاعات منجر شود."
    • "این پروژه به دلیل انقطاع مالی متوقف شد."
  3. نحوه تلفظ: "انقطاع" با تاکید روی حرف "ق" تلفظ می‌شود و به صورت /ænɡætˈɒː/ شنیده می‌شود.

  4. ترکیب‌ها: این کلمه می‌تواند با عبارات و واژه‌های مختلف ترکیب شود. به عنوان مثال:

    • "انقطاع ارتباطی"
    • "انقطاع موقت"
    • "انقطاع ناخواسته"
  5. شیوه نگارش: در متون رسمی و علمی از کلمه "انقطاع" معمولا به جای واژه‌های دیگر مانند "قطع" یا "توقف" استفاده می‌شود تا معنی دقیق‌تری به مخاطب منتقل شود.

  6. نکات هم‌نوشتاری: هنگام استفاده از آن در متون رسمی، باید از نگارش صحیح و رعایت قواعد نگارشی مانند استفاده از ویرگول و نقطه‌گذاری مناسب اطمینان حاصل شود.

با رعایت این نکات، می‌توان به درستی و به طور مؤثر از کلمه "انقطاع" در نوشتار و گفتار فارسی استفاده کرد.

مثال برای واژه (هوش مصنوعی)

البته! در اینجا چند مثال برای کلمه "انقطاع" در جملات مختلف آورده شده است:

  1. انقطاع برق در طول طوفان، باعث ایجاد مشکلاتی برای ساکنان شد.
  2. او به دلیل انقطاع تحصیلش در کودکی، نتوانست به دانشگاه وارد شود.
  3. انقطاع در ارتباطات تلفنی، باعث سردرگمی میان اعضای تیم شد.
  4. بی‌توجهی به نیازهای روحی او باعث انقطاع در روابط خانوادگی‌اش گردید.
  5. مدتی طولانی از انقطاع ستاد اطلاع‌رسانی به مردم، باعث افزایش نگرانی‌ها شد.

اگر به مثال‌های بیشتری نیاز دارید، خوشحال می‌شوم کمک کنم!


واژگان مرتبط: ناپیوستگی، عدم تجانس، عدم پیوستگی، عدم اتصال، تعلیق، فاصله، کوتاه سازی، توقف، پایان، ایست، متارکه، فروکش، کساد، کسادی، سکون، شلی

500 کاراکتر باقی مانده

جعبه لام تا کام


لام تا کام نسخه صفحه کلید نیز راه اندازی شده است. شما با استفاده از کلیدهای موجود بر روی صفحه کلید دستگاهتان می توانید با وب سایت ارتباط برقرار کنید.
لیست کلید های میانبر

تبلیغات توضیحی


عرشیان از کجا شروع کنم ؟
تغییر و تحول با استاد سید محمد عرشیانفر

تبلیغات تصویری