جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
×
رویداد ها - امتیازات
برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.
معنی: ایستاده . [ دَ / دِ ] (ن مف / نف ) برپا. سرپا. قایم . (فرهنگ فارسی معین ). متوقف : ایستاده دید آنجا دزد غول روی زشت و چشمها همچون دغول . رودکی . ایستاده میان گرمابه همچو آسغده در میان تنور. معروفی . شمع را دید ایستاده و شاهد نشسته و می ریخته . (گلستان ). - نگونسار ایستاده ؛ معلق : نگونسار ایستاده مر درختان را همی بینی دهانهاشان روان بر خاک بر کردار ثعبانها. ناصرخسرو. || ثابت . بدون حرکت . - ستارگان ایستاده ؛ نجوم ثابته . (فرهنگ فارسی معین ) : مسئله ٔ ششم گفتند [جهودان ]بپرسیدش [از پیغمبر (ص )] تا بر این آسمان ستاره چند است ایستاده و چندرونده و از آن ستارگان ایستاده بکدام فلک اندر است .(ترجمه ٔ تاریخ طبری ). ستارگان ایستاده آنند که بر همه آسمانها پراکنده اند. (التفهیم ). || راکد. غیرجاری : نباتی است [ دوخ ]بسیارشاخ بی برگ که در آب ایستاده روید. (منتهی الارب ). || حالت قیام برای تیراندازی . مقابل به زانو نشسته . (فرهنگ فارسی معین ). - ایستاده بودن ؛ قائم بودن . (دانشنامه ٔ علایی ص 72). 1- برپا، قايم
2- راكد نشسته static, perpendicular, stand-up, standing ساكن، سكوني، جامد، غير متحرك، راكد، هامد، مثبت في موضعه، كهرباء ثابتة، ثابت ayakta debout stehen de pie in piedi ایستا، ساکن، راکد، وابسته به اجسام ساکن، بی حرکت، عمودی، ستونی، قائمه، ستون وار، با استقامت، اهاردار و سفت، ایستادن
ساكن|سكوني , جامد , غير متحرك , راكد , هامد , مثبت في موضعه , كهرباء ثابتة , ثابت
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)
کلمه "ایستاده" به عنوان یک صفت یا قید در زبان فارسی استفاده میشود و از فعل "ایستادن" مشتق شده است. در اینجا چند نکته درباره قواعد فارسی و نگارشی مرتبط با "ایستاده" آمده است:
نحوه استفاده: "ایستاده" به معنای حالت ایستادن است و میتواند به عنوان صفت برای توصیف یک شخص یا شیء استفاده شود. مثلاً: "او یک مرد ایستاده است."
صرف و شکلهای مختلف: این کلمه به صورتهای مختلفی در جملات کاربرد دارد، و همچنین میتواند به صورت "ایستادهاند" (جمع) یا "ایستادهایم" (اول شخص جمع) نیز به کار رود.
نکات نگارشی:
در نگارش جملات، کلمه "ایستاده" باید با توجه به ساختار جمله و موضوع آن به درستی قرار گیرد.
استفاده از ویرگول، نقطه و دیگر نشانههای نگارشی در جملههای حاوی کلمه "ایستاده" باید مطابق با قوانین نگارش فارسی انجام شود.
توجه به معنی و مفهوم: هنگام استفاده از "ایستاده" باید توجه داشت که این کلمه به معنای ثبات و عدم حرکت است. بنابراین، به عنوان مثال، در جملاتی با معانی متضاد باید از آن به درستی استفاده شود.
جملات نمونه:
"او در کنار درخت ایستاده است."
"پسر ایستاده به مردی که در حال دویدن بود، نگاه میکرد."
با رعایت این نکات، میتوان به خوبی از کلمه "ایستاده" در متون فارسی استفاده کرد.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
البته! در اینجا چند مثال برای کلمه "ایستاده" در جمله آورده شده است:
او در صف ایستاده بود و منتظر نوبتش بود.
در غرفه هنری، هنرمند با افتخار در کنار آثارش ایستاده بود.
بچهها در حیاط مدرسه ایستاده و به بازی کردن مشغول بودند.
مردی با کت و شلوار در جلوی ساختمان ایستاده بود و به تلفن صحبت میکرد.
درکنار جاده، تابلوئی ایستاده بود که به مسافران اطلاعاتی میداد.
اگر نیاز به مثالهای بیشتری دارید، خوشحال میشوم کمک کنم!
لغتنامه دهخدا
واژگان مرتبط: ایستا، ساکن، راکد، وابسته به اجسام ساکن، بی حرکت، عمودی، ستونی، قائمه، ستون وار، با استقامت، اهاردار و سفت، ایستادن