شما در نسخه قدیمی لام‌تا‌کام هستید نسخه جدید
جستجو در بخش : سوال جواب منابع اسلامی لغت نامه ها قوانین و مصوبات نقل قل ها
×

فرم ورود

ورود با گوگل ورود با گوگل ورود با تلگرام ورود با تلگرام
رمز عبور را فراموش کرده ام عضو نیستم، می خواهم عضو شوم
×

×

آدرس بخش انتخاب شده


جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
در حال بارگذاری
×

رویداد ها - امتیازات

برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.

×
×
از نسخه‌ی هوش مصنوعی لام تا کام دیدن فرمایید؛ دنیای جدیدی منتظر شماست! لام تا کام هوشمند

bal'idan
devour  |

بلعیدن

معنی: بلعیدن . [ ب َ دَ ] (مص ) مصدر منحوت فارسی از بلع عربی . فروبردن . فرودادن . در حلق فروکردن . اوباردن . اوباریدن . تو دادن .فروبردن بی جویدن . قورت دادن . و رجوع به بلع شود.
- بلعیدن خواستن زنی را ؛ کنایه از نهایت اشتیاق بدو داشتن . (فرهنگ فارسی معین ).
1072 | 0
مترادف: بلع كردن، خوردن، قورت دادن، لقمه فروبردن
متضاد: استفراغ كردن، قي كردن
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب: (مصدر متعدی) [عربی، فارسی]
مختصات: (بَ دَ) [ ع - فا. ] (مص م .)
آواشناسی:
منبع: لغت‌نامه دهخدا
معادل ابجد: 166
شمارگان هجا:
دیگر زبان ها
انگلیسی
devour | swallow , engorge , guzzle , gorge , ingurgitate , pouch , swizzle
ترکی
yutmak
فرانسوی
avaler
آلمانی
schlucken
اسپانیایی
tragar
ایتالیایی
rondine
عربی
افترس | التهم , أباد , بدد , يلتهم
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)

کلمه "بلعیدن" در زبان فارسی به معنای فرو بردن و هضم کردن غذا یا مایعات به کار می‌رود. در نگارش و استفاده از این کلمه، نکات زیر را در نظر بگیرید:

  1. مدت و تنوع فعل:

    • "بلعیدن" یک فعل فعال و به معنای انجام عمل بلع است. می‌توانید آن را در زمان‌های مختلف (ماضی، مضارع، آینده) به کار ببرید.
    • مثال:
      • ماضی: او غذا را بلعید.
      • مضارع: او غذا را می‌بلعد.
      • آینده: او غذا را خواهد بلعید.
  2. ساختار جمع و مفرد:

    • فعل "بلعیدن" را می‌توان به صورت مفرد و جمع استفاده کرد.
    • مثال: آنها غذا را می‌بلعند.
  3. قید و صفت:

    • می‌توانید از قیدهای مختلف برای توصیف عمل بلع استفاده کنید.
    • مثال: او با عجله غذا را بلعید.
  4. پیشینه و معانی ثانویه:

    • در متون ادبی و به طور مجازی، "بلعیدن" می‌تواند به معنای پذیرش نادرست یا کنترل شدن توسط چیزی (مانند قدرت یا احساسات) نیز به کار رود.
    • مثال: او احساساتش را بلعید.
  5. نگارش صحیح:
    • اطمینان حاصل کنید که کلمه "بلعیدن" به درستی و بدون اشتباه نگارش شده باشد.

با رعایت این نکات، می‌توانید از کلمه "بلعیدن" به شکلی صحیح و موثر در متون خود استفاده کنید.

مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
  1. بلعیدن غذاهای سفت بدون جویدن مناسب می‌تواند باعث مشکل در بلع و ناراحتی گوارشی شود.
  2. هنگام بلعیدن دارو، بهتر است از مقدار کافی آب استفاده کنیم تا آن بهتر به داخل مری برود.
  3. بلعیدن هوا هنگام غذا خوردن می‌تواند باعث نفخ و احساس ناراحتی در معده شود.

واژگان مرتبط: خوردن، حریصانه خوردن، فرو بردن، سر کشیدن، پر خوردن، زیاد تپاندن، پر خوری کردن، با حرص و ولع خوردن، حریصانه قورت دادن، فرا گرفتن، زیاد پر کردن، در جیب گذاردن، اشامیدن

500 کاراکتر باقی مانده

جعبه لام تا کام


وب سایت لام تا کام جهت نمایش استاندارد و کاربردی در تمامی نمایشگر ها بهینه شده است.

تبلیغات توضیحی


عرشیان از کجا شروع کنم ؟
تغییر و تحول با استاد سید محمد عرشیانفر

تبلیغات تصویری