شما در نسخه قدیمی لام‌تا‌کام هستید نسخه جدید
جستجو در بخش : سوال جواب منابع اسلامی لغت نامه ها قوانین و مصوبات نقل قل ها
×

فرم ورود

ورود با گوگل ورود با گوگل ورود با تلگرام ورود با تلگرام
رمز عبور را فراموش کرده ام عضو نیستم، می خواهم عضو شوم
×

×

آدرس بخش انتخاب شده


جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
در حال بارگذاری
×

رویداد ها - امتیازات

برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.

×
×
از نسخه‌ی هوش مصنوعی لام تا کام دیدن فرمایید؛ دنیای جدیدی منتظر شماست! لام تا کام هوشمند

bandgāh
joint  |

بندگاه

معنی: بندگاه . [ ب َ ] (اِ مرکب ) مفصل اعضاء. (آنندراج ) (فرهنگ فارسی معین ). مفصل و پیوندگاه . (ناظم الاطباء). فص . (دهار). وصل . مفصل : دردهای تهیگاه و دردهای بندگاه عرق النساء بلغمی را خوردن و ضماد کردن نافع بود. (ذخیره ٔ خوارزمشاهی ،از یادداشت مؤلف ). و بر سر زانو که بندگاه ران است با ساق یک پاره استخوان است ، آنرا الرصفه گویند و بپارسی گردنای زانو گویند. (ذخیره ٔ خوارزمشاهی ایضاً). آرنج . بندگاه دست بود میان ساعد بازو. (فرهنگ اسدی نخجوانی ). || دره ، زیرا که آن موضعی است که در آن برای سد راه مترددین و مسافرین بندی توان کرد و مزاحمت رسانیده و با مردم قلیل مانع فوج کثیر شد. (آنندراج ). دره . (فرهنگ فارسی معین ) :
ببالای آن بندگاه ایستاد
ز پیوند و فرزند میکرد یاد.
نظامی .
همان چاره دید آن خردمند شاه
که بردارد آن بنداز آن بندگاه .
نظامی .
|| محلی که سد در آنجا بسته باشند. (ناظم الاطباء). || در شاهد زیر ظاهراً بندرگاه معنی میدهد :
چو کشتی در آن بندگاه اوفتاد
ز دیوانگی گشت چون دیوباد.
نظامی .
... ادامه
437 | 0
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب: (اسم) [قدیمی]
مختصات: (بَ) (اِمر.)
آواشناسی:
منبع: لغت‌نامه دهخدا
معادل ابجد: 82
شمارگان هجا:
دیگر زبان ها
انگلیسی
joint | station
ترکی
istasyon
فرانسوی
gare
آلمانی
bahnhof
اسپانیایی
estación
ایتالیایی
stazione
عربی
مشترك | مفصل في الجسم , متضامن , مخلوع , متصل , مضموم , متحد , وصل , قرن , صدع طفيف , ملهي متواضع , وصلة , قطعة لحمة
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)

کلمه "بندگاه" در زبان فارسی ترکیبی از دو بخش "بند" و "گاه" است. در بررسی این واژه و قواعد نگارشی مرتبط با آن، می‌توان به نکات زیر اشاره کرد:

  1. تحلیل واژه:

    • "بند" به معنای محلی برای بستن یا نگهداری است.
    • "گاه" به معنای مکان یا محل است.
    • بنابراین "بندگاه" به معنای محل بستن یا نگهداری می‌باشد.
  2. قواعد نگارشی:

    • جدا نویسی و پیوستگی: کلماتی مانند "بندگاه" که ترکیب هستند، معمولاً به صورت واحد و بدون فاصله نوشته می‌شوند.
    • حروف بزرگ: در متن‌های رسمی و آغاز جملات، اگر "بندگاه" به عنوان اسم خاص یا عنوان خاصی به کار رود، حروف اول آن ممکن است با حرف بزرگ نوشته شود (مثلاً: بندگاه میرزا).
    • نقطه‌گذاری: در جملاتی که "بندگاه" به عنوان بخشی از جمله استعمال می‌شود، همانند سایر کلمات، با رعایت قواعد نقطه‌گذاری باید ادامه یابد.
  3. استفاده در متن:
    • "در بندگاه، استراحتی کوتاه کردیم."
    • "این کار در بندگاه انجام می‌شود."

در کل، نگارش "بندگاه" به صورت ترکیبی و به شکل یک کلمه رنگ و معنای مخصوص خود را دارد و باید در استفاده از آن به قواعد دستوری و نگارشی توجه داشت.

مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
  1. بندگاه در کنار دریا، مکانی زیبا برای استراحت و لذت بردن از آفتاب است.
  2. با وجود اینکه بندگاه‌ های زیادی در شهر داریم، اما این یکی از محبوب‌ترین‌هاست.
  3. در بندگاه، قایق‌رانان حرفه‌ای و علاقه‌مندان به ورزش‌های آبی به تمرین و رقابت می‌پردازند.

واژگان مرتبط: مفصل، درزه، بند، خط اتصال، شریک، بند گاه

500 کاراکتر باقی مانده

جعبه لام تا کام


لام تا کام نسخه صفحه کلید نیز راه اندازی شده است. شما با استفاده از کلیدهای موجود بر روی صفحه کلید دستگاهتان می توانید با وب سایت ارتباط برقرار کنید.
لیست کلید های میانبر

تبلیغات توضیحی


عرشیان از کجا شروع کنم ؟
تغییر و تحول با استاد سید محمد عرشیانفر

تبلیغات تصویری