جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
×
رویداد ها - امتیازات
برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.
معنی: پروریدن . [ پ َرْ وَ دَ ] (مص ) پروردن . پروراندن . پرورانیدن . تیمار کردن . پرورش دادن . تربیت کردن . بار آوردن . بزرگ کردن . ترشیح . تعلیم . تأدیب : یوز را هرچند بهتر پروری چون یکی خشم آورد کیفر بری . رودکی . مار را هرچند بهتر پروری چون یکی خشم آورد کیفر بری . بوشکور. بکشت از گوان جهان شست مرد همه پروریده بگرد نبرد. دقیقی . جهانا ندانم چرا پروری که پرورده ٔ خویش را بشکری . فردوسی . جهانا مپرورچو خواهی درود چو می بدروی پروریدن چه سود. فردوسی . چنان پروریدیش دایه بناز که روزی بچیزی نبودش نیاز. فردوسی . چنین گفت با دختر سرفراز که ای پروریده بناز و نیاز. فردوسی . که چون بچه ٔ شیر نر پروری چودندان کند تیز کیفر بری . فردوسی . بکوه و کنام و بمردار خون همی پروریدم بخاک اندرون . فردوسی . که مانده ست شاهم بر آن خاک خشک سیه ریش او پروریده به مشک . فردوسی . بکشت از تکینان چین شست مرد همه پروریده بگرد نبرد. فردوسی . چنین یال و این چنگهای دراز نه والا بود پروریدن به ناز. فردوسی . همی پروریدش به ناز و به رنج بدو بود شاد و بدو داد گنج . فردوسی . بنزد نیایادگار از پدر نیا پروریده مر او[ هوشنگ ] را ببر. فردوسی . بدو دادمت روزگاری دراز همی پروریدت ببر بر بناز. فردوسی . بدو گفت منذر بسی رنج دید که آزاده بهرام را پرورید. فردوسی . که کهتر برادر بدو سرفراز قبادش همی پروریدی به ناز. فردوسی . آن خادم را نعلینی چند بر گردن زد و گفت شما ملک زادگان را چنین می پرورید!. (نوروزنامه ). نه سگ دامن کاروانی درید که دهقان نادان که سگ پرورید. سعدی (بوستان ). یکی بچه ٔ گرگ می پرورید چو پرورده شد خواجه را بردرید. سعدی (گلستان ). نشنیده ای که چه گفت آنکه از پروریده ٔ خویش جفا دید؟. (گلستان ). || حمایت کردن . نوازش کردن : گوئی برفت حافظ از یاد شاه یحیی یارب بیادش آور درویش پروریدن . حافظ. || تغذیه کردن . غذا دادن . غذو : بچرخ برین بر پرد جان ما گر او را بخورهای دین پروریم . ناصرخسرو. حورا که شنود ای مسلمانان پرورده به آب چشم اهریمن . ناصرخسرو. || افراختن . بزرگ کردن . cultivation زراعة، رعاية، حراثة، تهذيب، ثقافة yetiştirme cultivation anbau cultivo coltivazione
کلمه "پروریدن" به معنای بزرگ کردن، تربیت کردن و پرورش دادن است. در نگارش و استفاده از این کلمه، توجه به چند نکته مهم است:
صرف و نحوه استفاده: "پروریدن" فعل است و به اشکال مختلفی صرف میشود. به عنوان مثال:
من پرورم (حال)
تو پروری (حال)
او پرورد (گذشته)
ما پروریم (ماضی)
معنی و کاربرد: این کلمه معمولاً در جملاتی استفاده میشود که به تربیت یا بزرگ کردن چیزی یا کسی اشاره دارد. مانند: "مادر همیشه به فکر پرورش فرزندانش بوده است."
همخوانی با قواعد صرف و نحو: این کلمه میتواند در جملات مختلف به کار رود و باید با دیگر اجزای جمله به درستی همخوانی داشته باشد. به عنوان مثال:
"او در باغچه گلها را پرورید."
"معلم به خوبی دانشآموزان را پرورش میدهد."
نکات نگارشی:
از "پروریدن" به عنوان فعل به درستی در جمله استفاده کنید و توجه داشته باشید که فاعل و مفعول باید به وضوح مشخص شوند.
در نوشتن، از علائم نگارشی مناسب استفاده کنید تا جمله واضح و قابل فهم باشد.
ترکیبها و مشتقات: از "پروریدن" ممکن است اسمها و صفتهای مرتبطی بسازید، مانند "پرورش"، "پرورشی" و غیره. این مشتقات نیز باید با دقت و در جای مناسب خود استفاده شوند.
با رعایت این نکات، میتوانید به درستی از "پروریدن" در نوشتار و گفتار خود استفاده کنید.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
درختان در این زمین با مراقبت مناسب پروریده و به بار نشستهاند.
محبت و توجه والدین به فرزندانشان، نقش مهمی در پروریدن شخصیت آنها دارد.
این گلهای زیبا در نتیجه پروریدن دقیق و تلاش باغبان به وجود آمدهاند.
لام تا کام نسخه صفحه کلید نیز راه اندازی شده است. شما با استفاده از کلیدهای موجود بر روی صفحه کلید دستگاهتان می توانید با وب سایت ارتباط برقرار کنید. لیست کلید های میانبر