جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
×
رویداد ها - امتیازات
برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.
معنی: پوک . (ص ) هر چیز متخلخل و سبک شده از اثر گذشتن زمان و پوسیدگی چنانکه چوبی ، یا بی مغز از میوه های خشک کرده مانندفندق و گردو و بادام و غیره ، و میان تهی چنانکه گردکانی یا پسته ای و امثال آن . کاواک . بی مغز. پود. پوده .پده . پوچ . پوش . میان کاواک . اجوف . مجوف . خالی . خالیة. میان تهی . اسرّ. (منتهی الارب ): سر یا مغزی پوک ؛ بی مغز. بی عقل . دندانی پوک ؛ دندانی که میان آن پوسیده و ریزیده باشد، کرو. (برهان ). || (اِ) هر چیز سبک و زودسوز مانند قاو و سوخته ٔ پنبه که آتش از چخماق در آن افتد افروختن آتش را. آتش گیره . خف . سوخته چخماق . پود آتش . پوده . پد. سوخته . سوته . حراق . (اوبهی ). حراقة : گر برفکنم گرم دم خویش بگوگرد بی پوک ز گوگرد زبانه زند آتش . منجیک (از اسدی در لغت فرس ). و در نسخه ٔ وفائی آمده است که پوک بادی باشد که در هنگام آتش روشن کردن دمند تا برافروزد و بیت فوق را شاهد آورده و به آغاجی نسبت کرده است . || خاشاک و خاک و گیاه ریزه که بر سر غله ٔ در چال کرده ریزند تا از نم و طیور مصون ماند : غله کردی بزیر پوک نهان چون بر آرند پوک بر سر تو. طیان مرغزی . و این شاهد برای کلمه ٔ پوک بمعنی پوگ (پوق ) نیز آمده است . رجوع به پوک در این معنی شود : پوک بادات بر سر ای میشوم بیش از آن کز بر ده انبار است . (از فرهنگ اسدی نخجوانی ). || پوگ . غله ٔ پنهان کرده ٔ در چال و چاه که خاشاک و خاک بر سر آن ریزند : بر مرگ پدر گر چه پسر دارد سوک در خاک نهان کندش ماننده ٔ پوک . منجیک یا طیان . || پوگ . بمعنی پلیدی و اصل کلمه ٔ پوق (پُخ ) آذریست : غله کردی بزیر پوک نهان چون برآرند پوک بر سر تو. طیان . || در گیلان و دیلمان جائی که جو را برای خشک کردن در آن ریزند وعموماً در قسمت فراز خانه سازند که از دود کردن چوب استفاده بشود. پوچ، پوسيده، خالي، مجوف، ميانتهي پر hollow, deaf, poke أجوف، فارغ، غائر، مقور، مجوف، تجويف، حفرة، غور، قعر، علقه dürtmek poussée sack dar un toque colpire توخالی، خالی، تهی، میان تهی، کر، فاقد قوه شنوایی
کلمه "پوک" در زبان فارسی به معنای تهی، خالی یا نازک است و در ترکیبها و محاورههای مختلف به کار میرود. در زیر به برخی از قواعد و نکات نگارشی و دستوری مربوط به این کلمه اشاره میکنیم:
نحوه نوشتن: کلمه "پوک" به صورت جدا نوشته میشود، مگر اینکه در ترکیب با دیگر واژهها قرار گیرد (مثل "پوککردن").
استفاده در جملات: این کلمه معمولاً به صفت خالی یا تهی اشاره دارد و میتواند در جملات زیر به کار رود:
"این میوه پوک است."
"کتابهای قدیمی او تهی و پوک شدهاند."
ترکیبات: "پوک" میتواند با برخی واژهها ترکیب شود، مثلاً:
"پوککردن" به معنای خالی کردن یا تهی کردن.
"پوکیده" به معنای فاسد یا خراب شده.
قواعد دستوری: در استفاده از "پوک" به عنوان صفت، باید به طیفهای معنایی آن توجه کرد. مثلاً "پوک" میتواند در توصیف اشیاء، میوهها و حتی احساسات و وضعیتها به کار رود.
سلیقه و سبک: در زبان محاورهای، ممکن است این کلمه در بیانهای غیررسمی و با لهجههای مختلف به شکلهای خاصی تغییر یابد، اما در نوشتار رسمی باید از شکل استاندارد آن استفاده کرد.
با توجه به این نکات، میتوان به درستی و با دقت از کلمه "پوک" در جملات مختلف استفاده کرد.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
البته! در اینجا چند مثال برای کلمه "پوک" در جملات آوردهام:
وقتی بچهها با توپ بازی میکردند، یکی از آنها توپ را به سمت دیوار پرتاب کرد و توپ پوک شد.
در اثر استفاده مکرر، چادر مسافرتیاش کمی پوک شده بود و نیاز به تعمیر داشت.
او متوجه شد که بالشش پوک شده و دیگر نمیتواند از آن استفاده کند.
در حین گردش، یک میوهی زرد را پیدا کرد که پوک به نظر میرسید و قابل خوردن نبود.
هوای گرم باعث شد که لاستیکهای خودرو کمی پوک و کمباد شوند.
لام تا کام نسخه صفحه کلید نیز راه اندازی شده است. شما با استفاده از کلیدهای موجود بر روی صفحه کلید دستگاهتان می توانید با وب سایت ارتباط برقرار کنید. لیست کلید های میانبر