پیلی
licenseمعنی کلمه پیلی
معنی واژه پیلی
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
الگوی تکیه:
WS
نقش دستوری:
اسم
آواشناسی:
pili
منبع:
لغتنامه دهخدا
معادل ابجد:
52
شمارگان هجا:
2
دیگر زبان ها
انگلیسی
elephantine | pili
ترکی
pili
فرانسوی
pili
آلمانی
pili
اسپانیایی
pili
ایتالیایی
pili
عربی
ضخم | أخرق , الفيل
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)
کلمه "پیلی" در زبان فارسی به عنوان صفت و به معنای "مربوط به فیل" یا "شبیه به فیل" استفاده میشود. در اینجا به نکات و قواعد نگارشی و استفاده این کلمه اشاره میکنم:
-
نحوه استفاده:
- "پیلی" معمولاً به صورت صفت به کار میرود. مثلاً: "پیکر پیلی" یا "رنگ پیلی".
-
تطابق:
- در هنگام استفاده از "پیلی" به عنوان صفت، باید با اسم خود از نظر جنس و عدد (مفرد/جمع) تطابق داشته باشد. مثلاً:
- فیل پیلی (مفرد مذکر)
- فیلهای پیلی (جمع مذکر)
- در هنگام استفاده از "پیلی" به عنوان صفت، باید با اسم خود از نظر جنس و عدد (مفرد/جمع) تطابق داشته باشد. مثلاً:
-
توصیف:
- میتوان از "پیلی" برای توصیف ویژگیهای ظاهری استفاده کرد، همچنین در متون ادبی و داستانها به توصیف شخصیاتها یا فضاها اشاره نمود.
-
نوشتار صحیح:
- کلمه "پیلی" به طور صحیح با "ی" انتهایی نوشته میشود و از نوشتن آن به شکلهای دیگر (مثل "پیلی") باید پرهیز شود.
- استفاده در اشعار و متون ادبی:
- این واژه میتواند در شعر یا نثر به کار رود تا حال و هوا یا تصاویری از دنیای طبیعی را به تصویر بکشد.
اگر سوال خاصتری در مورد کاربرد این کلمه دارید، خوشحال میشوم بیشتر کمک کنم.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
البته! در ادامه چند مثال برای کلمه "پیلی" در جمله آورده شده است:
- بچهها در باغ وحش با دیدن پیلیها هیجانزده شدند.
- پیلی بزرگترین حیوان زمین است و توانایی زیادی در حمل بار دارد.
- داستانهای کودکان معمولاً شامل شخصیتهای جالبی مانند پیلیها میشود.
- در سفر به آفریقا، میتوان پیلیها را در زیستگاه طبیعیشان مشاهده کرد.
- تصویر روی دیوار یک پیلی بامزه را نشان میدهد که در حیاط بازی میکند.
اگر نیاز به مثالهای بیشتری دارید، خوشحال میشوم کمک کنم!
