تاسیده
licenseمعنی کلمه تاسیده
معنی واژه تاسیده
tasidah
|
تاسیده
مترادف:
1- تفته، سياهسوخته
2- افسرده، پژمرده
متضاد:
باطراوت
1- تيره، كدر، سياه
2- خفه، گرفته
3- لهلهزنان، نفسنفسزنان
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
آواشناسی:
منبع:
لغتنامه دهخدا
معادل ابجد:
480
شمارگان هجا:
دیگر زبان ها
انگلیسی
tasidah
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)
کلمه "تاسیده" به صورت "تاسید" (از فعل "تاسید" به معنای "تا کردن" یا "چیزی را به حالت تاسید درآوردن") و "ه" جمع یا ماضی نقلی آن نوشته میشود.
در استفاده از این کلمه، مراتب زیر را باید در نظر گرفت:
-
قواعد صرفی و نحوی: کلمه "تاسیده" به عنوان یک صفت یا فعل ماضی نقلی مورد استفاده قرار میگیرد. به همین دلیل، در جمله باید به نوع کاربری آن توجه کرد تا معنی صحیح انتقال یابد.
-
نکات نگارشی:
- اگر کلمه به عنوان صفت در جمله استفاده میشود، باید با اسم مورد نظر همخوانی داشته باشد. به عنوان مثال: "کتاب تاسیده" به درستی معنی میدهد.
- همچنین اگر در جمله به کار رود، باید با سایر عناصر جمله هماهنگ باشد.
- مفهومداری: توجه به تفسیری که کلمه میتواند داشته باشد؛ معمولاً کاربرد آن به وضعیت یا حالتی اشاره دارد که ناظر بر نوعی فرسودگی یا کهنگی است.
در مجموع، به کار بردن کلمه "تاسیده" بستگی به زمینه و مفهوم جمله دارد و باید به قواعد نحوی و نگارشی احترام گذاشته شود.
