شما در نسخه قدیمی لام‌تا‌کام هستید نسخه جدید
جستجو در بخش : سوال جواب منابع اسلامی لغت نامه ها قوانین و مصوبات نقل قل ها
×

فرم ورود

ورود با گوگل ورود با گوگل ورود با تلگرام ورود با تلگرام
رمز عبور را فراموش کرده ام عضو نیستم، می خواهم عضو شوم
×

×

آدرس بخش انتخاب شده


جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
در حال بارگذاری
×

رویداد ها - امتیازات

برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.

×
×
از نسخه‌ی هوش مصنوعی لام تا کام دیدن فرمایید؛ دنیای جدیدی منتظر شماست! لام تا کام هوشمند

tarsidan
fear  |

ترسیدن

معنی: ترسیدن . [ ت َ دَ ] (مص ) خوف داشتن و خوف کردن و بیم داشتن و بیم کردن و جرئت نکردن و جبن کردن . (ناظم الاطباء). وجل . تهیّب . بیم کردن . هراسیدن . اندیشیدن . باک داشتن :
بتا، نگارا، از چشم بد بترس و مکن
چرا نداری با خود همیشه چشم پنام ؟
شهید.
یشک نهنگ دارد، دل را همی شخاید
ترسم که ناگوارد، کایدون نه خرد خاید.
رودکی .
کسی کاندر آبست و آب آشناست
از آب ار چو آتش بترسد سزاست .
ابوشکور.
فاش شد نام من بگیتی فاش
من نترسم ز جنگ و از پرخاش .
طاهربن فضل چغانی .
تو چه پنداریا که من ملخم
که بترسم ز بانگ سینی و تشت .
خسروی .
ساده دل کودکا، مترس اکنون
نز یک آسیب خر فگانه کند.
ابوالعباس .
که شیری نترسد ز یک دشت گور
ستاره هزاران نتابد چو هور.
فردوسی .
سپاهش بترسید از بیم شاه
گرفتند ترکان همه کوه و راه .
فردوسی .
از آن راز بیرون نیارم همی
که بر جان بترسم که آرم غمی .
فردوسی .
چو او را برزم اندرون دیدمی
همیشه ازین روز ترسیدمی .
فردوسی .
ای بچه ٔ حمدونه غلیواژ، غلیواژ
ترسم بربایدْت بطاق اندرجه .
لبیبی .
ترسی که کسی نیز دل من برباید
کس دل نرباید به ستم چون تو ربایی .
منوچهری .
چو باز دانا، کو گیرد از حباری سر
بگرد دم بنگردد بترسد از پیخال .
زینبی .
از آن ترسم که فردا رخ خراشی
که چون من عاشقی را کشته باشی .
(ویس و رامین ).
از پادشاهان ترسیدن همی صورت نبندد. (کلیله و دمنه ). یا دینداری بود که از عذاب بترسید یا کریمی که از عار اندیشید. (کلیله و دمنه ).
ترسم نرسی بکعبه ای اعرابی
کاین ره که تو میروی بترکستان است .
سعدی .
از آن کز تو ترسد بترس ای حکیم
وگر با چو او صد برآیی بجنگ .
سعدی .
نالم و ترسم که او باور کند
از ترحم جور را کمتر کند.
مولوی .
ترسم که صرفه ای نبرد روز بازخواست
نان حلال شیخ ز آب حرام ما.
حافظ (از آنندراج ).
ترسم که اشک در غم ما پرده در شود
وین راز سرنهفته بعالم سمر شود.
حافظ (ایضاً).
کند پوشیده رخ مه را نظاره
که ترسد بیندش چشم ستاره .
جامی .
- ترسیدن چشم و دیده ازچیزی ؛ نفرت کردن چشم از دیدن وی . (آنندراج ).
... ادامه
611 | 0
مترادف: 1- انديشناك بودن، برانديشيدن، متوهم شدن، وحشت كردن، هراسيدن، بيمناك شدن 2- جا زدن، جاخالي كردن
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب: (مصدر لازم)
مختصات: (تَ دَ) (مص ل .)
آواشناسی:
منبع: لغت‌نامه دهخدا
معادل ابجد: 724
شمارگان هجا:
دیگر زبان ها
انگلیسی
fear | bash , dread , scare , abhor , quail , to be afraid
ترکی
korkmak
فرانسوی
avoir peur
آلمانی
fürchten
اسپانیایی
temer
ایتالیایی
temere
عربی
خوف | خشية , خطر , خاف , خشي , يخاف
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)

کلمه «ترسیدن» در زبان فارسی از یک ریشه و یک پسوند تشکیل شده است. در زیر به برخی از قواعد نگارشی و نحوه استفاده آن اشاره می‌کنم:

۱. فعل و زمان

  • حالت‌های مختلف: «ترسیدن» یک فعل چهارنقش است و می‌تواند در زمان‌های مختلف مثل گذشته، حال و آینده صرف شود.
    • گذشته: من ترسیدم، تو ترسیدی، او ترسید.
    • حال ساده: من می‌ترسم، تو می‌ترسی، او می‌ترسد.
    • آینده: من می‌ترسم، تو می‌ترسی، او می‌ترسد.

۲. قیدها و صفات

  • برای توصیف شدت یا نوع ترس، می‌توان از قیدها و صفات استفاده کرد.
    • مثال: «شدیداً ترسیدم»، «از ارتفاع می‌ترسم».

۳. جملات شرطی

  • در جملات شرطی می‌توان از «ترسیدن» استفاده کرد.
    • مثال: «اگر به تنهایی بیایم، می‌ترسم».

۴. ساختارهای جملاتی

  • «ترسیدن» معمولاً به ساختار جملات وصفی و ابتدایی اضافه می‌شود.
    • مثال: «من از تاریکی می‌ترسم».

۵. نکات نگارشی

  • در نوشتار رسمی، بهتر است از کلمات مرتبط و جملات کامل استفاده شود. کلمات را در کنار هم و با ساختار مناسب به کار ببرید.
  • به املای صحیح کلمات توجه کنید.

۶. اشکال منفی و سوالی

  • برای ایجاد جملات منفی یا سوالی، فعل «ترسیدن» نیز به همین صورت به کار می‌رود.
    • مثال منفی: «من نمی‌ترسم».
    • مثال سوالی: «آیا تو می‌ترسی؟»

با رعایت نکات فوق، می‌توانید جملات واضح و درست‌ساختاری با کلمه «ترسیدن» ایجاد کنید.

مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
  1. وقتی که شب به تنهایی در جنگل راه می‌رفتم، به طور ناگهانی از صداهای عجیبی ترسیدم.
  2. بچه‌ها از دیدن موجودات تخیلی در فیلم ترسیده بودند و تا آخر فیلم پشت مبل پنهان شدند.
  3. او از اینکه به امتحانات نهایی نزدیک می‌شود، مرتبا ترسیده و احساس اضطراب می‌کند.

واژگان مرتبط: بیمناک بودن، پروا داشتن، دست پاچه نمودن، بر هم زدن، ترساندن، شرمنده شدن، رم دادن، چشم زهره گرفتن، گریزاندن، هراس کردن، تنفر داشتن از، بیم داشتن از، ترس داشتن از، منزجر شدن از، شانه خالی کردن، از میدان دررفتن، پژمرده شدن، لرزیدن، بیاثر بودن

500 کاراکتر باقی مانده

جعبه لام تا کام


وب سایت لام تا کام جهت نمایش استاندارد و کاربردی در تمامی نمایشگر ها بهینه شده است.

تبلیغات توضیحی


عرشیان از کجا شروع کنم ؟
تغییر و تحول با استاد سید محمد عرشیانفر

تبلیغات تصویری