جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
×
رویداد ها - امتیازات
برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.
معنی: تعرض . [ ت َ ع َرْ رُ ] (ع مص ) پیش آمدن . (تاج المصادر بیهقی ) (زوزنی ) (دهار). پیش آمدن و در پی کسی شدن . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). پیش آمدن کسی را و به چیزی در پرداختن . (غیاث اللغات ). پیش آمدن کسی را. (آنندراج ). پیش آمدن و طلب کردن . (از اقرب الموارد). || چپ و راست رفتن شتر بر کوه از دشواری راه . (منتهی الارب ) (از آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || کژ گردیدن . (منتهی الارب ) (از آنندراج ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || کرانه و ناحیه ظاهر نمودن . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). فرمان بردن اسب که در بند بود، راننده ٔ خویشتن را. || تباهی در شدن بچیزی . || عراضه از همسفران خواستن . || طلب معرفت نمودن و متصدی آن شدن . (از اقرب الموارد). ممانعت و زبردستی و جور و ظلم و ستم و دست درازی و زیان و نقصان . (از ناظم الاطباء). || مزاحمت . (ناظم الاطباء) : آورده اند که در آبگیری از راه ، دور و از گذریان و تعرض ایشان مصون ، سه ماهی بودند. (کلیله و دمنه ). اگر تعرض خویش از ما زایل کنی هر روز موظف یکی شکار... بمطبخ ملک فرستیم . (کلیله و دمنه ). || اعتراض و مخالفت . (ناظم الاطباء). ملامت . نکوهش : اگر هشیار اگر مخمور باشی چنان زی کز تعرض دور باشی . نظامی . گفتم زبان تعرض مصلحت آن است که کوتاه کنی که مرا کرامت این شخص ظاهر شد. (گلستان ). یاران ارادت من در حق اوخلاف عادت دیدند و بر خفت عقل من حمل کردند. یکی زان میان زبان تعرض دراز کرد و ملامت کردن آغاز. (گلستان ). || روی آوردن . تصدی . پرداختن به ... : خردمندان ... از جنگ عزلت گرفته اند و از ... تعرض مخاطره ... تجنب واجب دیده . (کلیله و دمنه ). حال بگفت ، روی از توقع او در هم کشید و تعرض سؤال از اهل ادب در نظرش قبیح و ناپسند آمد. (گلستان ). 1- اعتراض، پرخاش، تجاوز، تعدي، تهاجم، حمله، درازدستي، دستاندازي، شكايت، شكوه، عتاب، تخالف، هجوم
2- روي برگردانيدن
3- دستدرازي كردن offensive, harassment, attack, invasion, disturbance, remonstrance, assault هجومي، مهين، عدواني، كريه، جارح، قبيح، مزعج، هجوم، هجمة، اعتداء، كر هجوم saldırı agression angriff agresión assalto یورش، اذیت، ستوه، ازار، بستوه اوری، تاخت، تاخت و تاز، استیلاء، اختلال، مزاحمت، ناراحتی، اشوب، پریشانی، نکوهش، سرزنش
کلمه «تعرض» در زبان فارسی به معنای حمله، تجاوز یا ورود به حریم خصوصی و شخصی دیگران به طور غیرمجاز است. برای استفاده صحیح از این کلمه و رعایت قواعد نگارشی، به نکات زیر توجه کنید:
نحوه نگارش: کلمه «تعرض» را همیشه به صورت صحیح و با املای درست بنویسید.
قید و صفت: این کلمه معمولاً با قیدهایی مانند «به شدت»، «ناگهانی»، یا «غیرمجاز» همراه میشود تا معنی را بیشتر روشن کند.
ترکیب با دیگر کلمات: امکان استفاده از «تعرض» در ترکیب با سایر کلمات وجود دارد، مانند «تعرض به حقوق بشر» یا «تعرض به حریم شخصی».
توجه به معنای جمله: به دقت به معنای جمله توجه کنید تا از سوءتفاهم جلوگیری نمایید.
نکات نگارشی: در جملهنویسی، مطمئن شوید که «تعرض» در جایگاه مناسب خود قرار گیرد و از نشانههای نگارشی مانند ویرگول و نقطه بهدرستی استفاده کنید.
نوع جمله: کلمه «تعرض» میتواند در جملات توصیفی، خبری یا سوالی به کار برود. برای مثال:
جمله خبری: "تعرض به حقوق دیگران غیرقابل قبول است."
جمله سوالی: "آیا تعرض به حریم خصوصی افراد قانونی است؟"
با رعایت این نکات، میتوانید کلمه «تعرض» را بهدرستی در متنهای فارسی به کار ببرید.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
در اینجا چند مثال از استفاده کلمه "تعرض" در جملات مختلف آورده شده است:
تعرض به حقوق دیگران همواره مورد نکوهش جامعه قرار میگیرد.
افزایش آمار تعرض به زنان در برخی مناطق نگرانکننده است.
باید برای جلوگیری از تعرض به محیط زیست، اقدامات مؤثری انجام دهیم.
او به خاطر تعرض به حریم خصوصی دیگران با پیامدهای قانونی مواجه شد.
این فیلم به موضوع تعرض فرهنگی و پیامدهای آن میپردازد.
اگر سوال دیگری دارید یا به مثالهای بیشتری نیاز دارید، لطفاً بفرمایید!
لام تا کام نسخه صفحه کلید نیز راه اندازی شده است. شما با استفاده از کلیدهای موجود بر روی صفحه کلید دستگاهتان می توانید با وب سایت ارتباط برقرار کنید. لیست کلید های میانبر