شما در نسخه قدیمی لام‌تا‌کام هستید نسخه جدید
جستجو در بخش : سوال جواب منابع اسلامی لغت نامه ها قوانین و مصوبات نقل قل ها
×

فرم ورود

ورود با گوگل ورود با گوگل ورود با تلگرام ورود با تلگرام
رمز عبور را فراموش کرده ام عضو نیستم، می خواهم عضو شوم
×

×

آدرس بخش انتخاب شده


جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
در حال بارگذاری
×

رویداد ها - امتیازات

برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.

×
×
از نسخه‌ی هوش مصنوعی لام تا کام دیدن فرمایید؛ دنیای جدیدی منتظر شماست! لام تا کام هوشمند

tandorost
bouncing  |

تندرست

معنی: تندرست . [ ت َ دُ رُ ] (ص مرکب ) مقابل بیمار و اطلاق آن بر دولت نیز آمده . (آنندراج ) (بهار عجم ). سالم و چاق و صحیح و بی مرض و بی علت و توانا و قوی . (از ناظم الاطباء) (دهار). از: تن + درست . گیلکی و نطنزی تندرست ، فریزندی و یرنی تندرس ، سنگسری تندراست ، سرخه ای تندرست ، لاسگردی تندرست ، کسی که تن سالم دارد. (حاشیه ٔ برهان چ معین ) :
ز پیکان پولاد گشتند سست
نیامد یکی پیش او تندرست .
فردوسی .
همی بود شادان دل و تندرست
به دانش همی جان روشن بشست .
فردوسی .
تو بیماری و پند داروی تست
بکوشم همی تو شوی تندرست .
فردوسی .
اگر بازبینم ترا تندرست
همه گنج با تاج و تخت آن ِ تست .
فردوسی .
همه بر دل اندیشه این بد نخست
که بینددو چشمم ترا تندرست .
فردوسی .
جاوید باش و پشت قوی باش و تندرست
تو شادخوار و ما رهیان از تو شادخوار.
فرخی .
شاه زمانه شاد و قوی باد و تندرست
از گردش زمانه بی اندوه و بی زیان .
فرخی .
از کف او چنان هراسد بخل
که تن آسان تندرست از تب .
فرخی .
پاینده باد خواجه و دلشاد و تندرست
بر کام دل مظفر و منصور کامکار.
فرخی .
جاوید شاد باد و تن آسان و تندرست
آن مهتر کریم خصال ملک نژاد.
فرخی .
نه از پشت پاکم اگر تندرست
بمانم ترا وآنکه هم پشت تست .
(گرشاسبنامه ).
بی آزار بازآمدی تندرست
از آن اژدها کین نبایست جست .
(گرشاسبنامه ).
دشمنان تو همه بیمار و بنده تندرست
دورتر باید ز بیمار آنکه او بیمار نیست .
ناصرخسرو.
چون این نیت بکرد عطسه بزد و درساعت آن علت از وی زایل شد و تندرست گشت . (قصص الانبیاء ص 185). بهیچ حال هوای گرم هیچ تندرست را سود ندارد. (ذخیره ٔ خوارزمشاهی ). و آن زن که شیر او دهد... شیر او پاک و پسندیده باد و زن تندرست . (ذخیره ٔ خوارزمشاهی ). شراب ... خورنده ٔ شراب را بیماری کم کند و اغلب تندرست باشد. (نوروزنامه ).
به کار اندرت ار نادرستیی باشد
چو تندرست بوی هیچ دل شکسته ندار.
ادیب صابر.
تا هست ز هستی تو یادم
آسوده و تندرست و شادم .
نظامی .
درویشی پیری جوانان است و بیماری تندرستان . (مرزبان نامه ).
مگو تندرست است رنجوردار
که می پیچد از غصه رنجوروار.
سعدی (بوستان ).
منغص بود عیش آن تندرست
که باشد به پهلوی بیمار سست .
سعدی (بوستان ).
تندرستان را نباشد دردریش
جز به همدردی نگویم درد خویش
گفتن از زنبور بی حاصل بود
با کسی در عمر خود ناخورده نیش .
سعدی (گلستان ).
بس که در خاک تندرستان را
دفن کردیم و، زخم خورده نمرد.
سعدی (گلستان ).
چنان سوزم که خامانم نبینند
نداند تندرست احوال محموم .
سعدی .
|| در غیر آدمی و جانوران بمعنی خوش و نزه و پاک و آرام و عاری ازفساد و آلودگی و درست و صحیح و بکام و بی آشوب و پرهیز و دارای استحکام و دوام : پس هارون را آن بیماری به گرگان زیادت شد. او را گفتند از این هواها، هوای قومس تندرست تر است . هارون از گرگان برفت . (ترجمه ٔ طبری بلعمی ). بم ، شهری است با هوای تندرست . (حدود العالم ).
سخن در تندرستی تندرست است
که در سستی همه تدبیر سست است .
نظامی .
به شکرانه ٔ دولت تندرست
برآن پشته بنیادی افکند چست .
نظامی .
حکمای وقت و وزرای مملکت را جمع کرد و گفت : موضعی اختیار باید کرد تندرست تر و خوشگوارتر به آب از بغداد و بنایی جهت نقل بدان موضع ترتیب داد. (از ترجمه ٔ محاسن اصفهان ).
- ناتندرست ؛ بیمار. دردمند. مریض :
رسیده به لب جان ناتندرست
همی چاره ٔ تندرستان بجست .
فردوسی .
- || زشت . بد. خطا. نادرست :
چنین گفت یک روز کز مرد سست
نیاید مگر کار ناتندرست .
فردوسی .
رجوع به تندرستی شود.
... ادامه
604 | 0
مترادف: سالم، صحيحالمزاج، قبراق، نيكوحال، سرحال، صحتمند
متضاد: بيمار، مريض، ناتندرست
نمایش تصویر
اطلاعات بیشتر واژه
ترکیب: (صفت)
مختصات: (تَ دُ رُ) (ص مر.)
الگوی تکیه: WWS
نقش دستوری: صفت
آواشناسی: tandorost
منبع: لغت‌نامه دهخدا
معادل ابجد: 1114
شمارگان هجا: 3
دیگر زبان ها
انگلیسی
bouncing | healthy , well , fit , buxom , healthful , lusty
ترکی
sağlıklı
فرانسوی
en bonne santé
آلمانی
gesund
اسپانیایی
saludable
ایتالیایی
salutare
عربی
كذاب
تشریح نگارش (هوش مصنوعی)

کلمه "تندرست" به معنای سالم و بدون بیماری است و در زبان فارسی قواعد و نکات نگارشی خاصی دارد که به بعضی از آن‌ها اشاره می‌کنم:

  1. نوشتن درست: کلمه "تندرست" به صورت صحیح و به همین شکل نوشته می‌شود و از اشتباهات املایی مانند "تن درست" یا "تندرست" پرهیز کنید.

  2. تلفظ: تلفظ صحیح این کلمه "تن-درست" است که در آن "تن" به معنای بدن و "درست" به معنای سلامتی است.

  3. استفاده در جملات: این کلمه می‌تواند به عنوان صفت در جملات به کار برود. به عنوان مثال:

    • او فردی تندرست و فعال است.
    • تندرستی مهم‌ترین دارایی انسان‌هاست.
  4. ترکیب‌ها و معادل‌ها: در برخی موارد، می‌توانید از معادل‌های دیگر مانند "سالم" استفاده کنید، اما "تندرست" معنای خاص خود را دارد.

  5. قواعد نطق: در هنگام مکالمه، توجه داشته باشید که کلمات مرتبط با سلامتی و تندرستی، حس مثبت و انگیزشی به شنونده منتقل می‌کنند.

این نکات به شما کمک می‌کند که کلمه "تندرست" را به درستی در نوشتار و گفتار خود به کار ببرید.

مثال برای واژه (هوش مصنوعی)

البته! در اینجا چند مثال برای استفاده از کلمه "تندرست" در جملات آورده شده است:

  1. او همیشه به ورزش کردن اهمیت می‌دهد تا تندرست بماند.
  2. غذای سالم و متنوع می‌تواند به تندرستی افراد کمک کند.
  3. تندرست بودن نه تنها به جسم بلکه به روح نیز بستگی دارد.
  4. دکتر گفت که برای تندرستی بهتر، باید خواب کافی داشته باشیم.
  5. تندرست بودن موجب افزایش انرژی و بهبود کیفیت زندگی می‌شود.

اگر نیاز به مثال‌های بیشتری دارید، لطفاً بفرمایید!


واژگان مرتبط: قوی، پرعضله، سالم، سلامت، سرحال، خوش بنیه، خوب، خوش، بسیار خوب، راحت، مناسب، سازگار، شایسته، در خور، مستعد، چاق و چله، سرزنده، شهوت انگیز

500 کاراکتر باقی مانده

جعبه لام تا کام


وب سایت لام تا کام جهت نمایش استاندارد و کاربردی در تمامی نمایشگر ها بهینه شده است.

تبلیغات توضیحی


عرشیان از کجا شروع کنم ؟
تغییر و تحول با استاد سید محمد عرشیانفر

تبلیغات تصویری