جهت کپی کردن میتوانید از دکمه های Ctrl + C استفاده کنید
رویداد ها - امتیازات
×
رویداد ها - امتیازات
برای بررسی عملکرد فعالیت و امتیازات خود باید در وب سایت وارد باشید. در صورت عضویت از بخش بالای صفحه وارد شوید، در غیر این صورت از دکمه پایین، مستقیم به صفحه ثبت نام وارد شوید.
معنی: تنعم . [ ت َ ن َع ْ ع ُ ] (ع مص ) به ناز زیستن . (تاج المصادر بیهقی ) (زوزنی ) (دهار). فراخ و آسان زندگانی گردیدن . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). مانند ترفّه و تمتع. (از اقرب الموارد). به ناز و نعمت پرورده شدن . (غیاث اللغات ). به ناز و نعمت زیستن . (آنندراج ). زندگانی فراخ و آسان وناز و نعمت . (ناظم الاطباء). ج ، تنعمات : در نعمت تو اهل هنر در تنعمند تو هم ز نعمت هنر اندر تنعمی . سوزنی . به تنعم جهلا را مستای که ستودن به علوم و حکم است . خاقانی . اسکندر و تنعم و ملک دوروزه عمر خضرو شعار مفلسی و عمر جاودان . خاقانی . تا از جمال مهد تو شروان جمال یافت قحطش همه نعیم و نیازش تنعم است . خاقانی . در شبستان مرگ شد زآن پیش که به بستان به صد تنعم شد. خاقانی . از تنعم نخفتی و به ترنم گفتی ... (گلستان ). آنکه در راحت و تنعم زیست او چه داند که حال گُرْسنه چیست ؟ (گلستان ). دوام عیش و تنعم نه شیوه ٔ عشق است اگر معاشر مایی بنوش نیش غمی . حافظ. - اهل تنعم ؛ کسانی که در ناز و نعمت و فراغ بال بسر برند. صاحبان نعمت و آسایش : و این [ افراط طمث ] بیشتر، اهل تنعم را افتد که غذا نیک خورند و کاری با رنج نکنند. (ذخیره ٔ خوارزمشاهی ). - در تنعم بودن ؛ در ناز و نعمت بودن . (ناظم الاطباء). رجوع به دیگر ترکیبهای تنعم شود. || جُستن ، یقال : تنعمه بالمکان ؛ ای طلبه . || برهنه پای رفتن . || ستیهیدن به راندن ستور. || یقال : تنعم قدمه ؛ ای ابتذلها. || سازواری کردن ، یقال : اتیت ارضهم فتنعمتنی ؛ ای وافقتنی . (منتهی الارب ) (از ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). بينيازي، تمكن، تمول، توانگري، ثروتمندي، دارايي، دولتمندي، غنا، مالداري، مكنت، نعمت، تنآساني، نازپروردگي ، رفاهزدگي، شادخواري ، نيكزيستن ، بهنعمت رسيدن، متنعم بودن فقر فقر enjoy استمتع، فرض، نعم ب، يتمتع eğlence apprécier genießen disfrutar godere
کلمه "تنعم" در فارسی به معنای "نعمت داشتن" یا "عیش و عشرت کردن" است. این کلمه از ریشه "نعمت" و در قالب فعلی "تنعم" ساخته شده است. در اینجا چند نکته درباره قواعد نگارشی و استفاده از این کلمه ارائه میدهم:
نحوه نوشتن: این کلمه به صورت "تنعم" نوشته میشود و به حروف فارسی با علامت و بدون هیچ علامت خاصی ارائه میشود.
صرف و سیاق: این کلمه معمولاً به عنوان فعل به کار میرود و میتواند در جملات مختلف با زمانهای متفاوت صرف شود. برای مثال:
او در این سال به تنعم پرداخت.
ما همیشه به تنعم زندگی میکنیم.
استفاده در جملات: برای زیباتر کردن جملات، میتوان آن را با سایر کلمات و عبارات مرتبط به کار برد. مثلاً:
مردم در این منطقه به تنعم زندگی میکنند.
او به سفر رفت تا از زندگی و تنعم بیشتری بهرهمند شود.
غلطهای متداول: از اشتباهات رایج در نوشتن این کلمه میتوان به نوشتن آن به شکلهای نادرست اشاره کرد. فراموش نشود که شکل صحیح "تنعم" است.
نکات نگارشی: هنگام استفاده از این کلمه در متنهای ادبی یا رسمی، باید توجه داشت که به سیاق متن و نوع نگارش خود، از جملات شیوا و دقیق استفاده کنید.
استفاده صحیح و به جای کلمه "تنعم" میتواند به غنای متن شما کمک کند و معنای موردنظر را به وضوح منتقل نماید.
مثال برای واژه (هوش مصنوعی)
البته! در اینجا چند مثال برای استفاده از کلمه "تنعم" در جمله آورده شده است:
او در زندگیاش به اندازه کافی تنعم دارد و از comforts زندگی لذت میبرد.
تنعم در دوران جوانی میتواند به رشد شخصیت فرد کمک کند.
خانوادهاش از تنعم مالی برخوردار بودند و همیشه به سفرهای خارجی میرفتند.
تنعم اجتماعی به او این امکان را داد که با افراد مؤثر و مهم در جامعه ارتباط برقرار کند.
با تلاش و کوشش، او توانست به تنعم در زندگی برسد و آرزوهایش را محقق کند.
اگر به مثالهای بیشتری نیاز دارید یا سوال خاصی دارید، خوشحال میشوم کمک کنم!
لام تا کام نسخه صفحه کلید نیز راه اندازی شده است. شما با استفاده از کلیدهای موجود بر روی صفحه کلید دستگاهتان می توانید با وب سایت ارتباط برقرار کنید. لیست کلید های میانبر